blackmail

[ایالات متحده]/ˈblækmeɪl/
[بریتانیا]/ˈblækmeɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اخاذی، زورگویی
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریblackmailing
قسمت سوم فعلblackmailed
شکل سوم شخص مفردblackmails
زمان گذشتهblackmailed
جمعblackmails

عبارات و ترکیب‌ها

blackmailing scheme

طرح اخاذی

جملات نمونه

detecting the unmistakable whiff of electoral blackmail

تشخيص بوی غیرقابل انکار باج‌گیری انتخاباتی

they must find out about the blackmailing business.

آنها باید در مورد تجارت اخاذی اطلاعاتی کسب کنند.

The blackmailer had a hold over him.

اخاذ روی او قدرت داشت.

he had blackmailed her into sailing with him.

او او را مجبور به قایق‌سواری با او کرد.

he was blackmailed into double-crossing his own government.

او مجبور شد به خیانت به دولت خود متهم شود.

The journalist used blackmail to make the lawyer give him the documents.

روزنامه‌نگار از اخاذی برای مجبور کردن وکیل به دادن اسناد به او استفاده کرد.

The blackmailer will have to be bought off,or he’ll ruin your good name.

باید اخاذ را خرید، وگرنه نام شما را خراب خواهد کرد.

The strange man tried to blackmail the clerk into helping him draw the money, but he failed.

مرد عجیب و غریب سعی کرد از طریق اخاذی از حسابدار کمک خواست تا پول را برداشت کند، اما شکست خورد.

نمونه‌های واقعی

Some interrogators use moral blackmail (Think of the shame you are bringing on your family).

برخی از بازجویان از باج‌گیری اخلاقی استفاده می‌کنند (به خاری که به خانواده خود وارد می‌کنید فکر کنید).

منبع: The Economist (Summary)

" It's my business if you're blackmailing someone, " said Ron.

" اگر کسی را باج‌گیری می‌کنید، به من مربوط نیست،" ران گفت.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

I mean, she says right in there that she was blackmailing Paul's wife.

منظورم این است که او در آنجا به صراحت گفت که همسر پل را باج‌گیری می‌کرد.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

A leading museum director even described the campaign as “blackmail”.

حتی یک مدیر کلیدی موزه این کمپین را به عنوان "باج‌گیری" توصیف کرد.

منبع: The Economist - Arts

“If we continue to live under Israeli and American blackmail we will never become a state.”

اگر همچنان تحت باج‌گیری اسرائیل و آمریکا زندگی کنیم، هرگز دولتی نخواهیم شد.

منبع: VOA Video Highlights

Some, such as blackmail, are unavoidable fixtures.

بعضی چیزها، مانند باج‌گیری، اجزای اجتناب‌ناپذیر هستند.

منبع: The Economist (Summary)

" Are you saying you would have caved in to blackmail like that? "

" آیا می‌گویید در برابر باج‌گیری مثل آن تسلیم می‌شدید؟"

منبع: Harry Potter and the Half-Blood Prince

She also says right in there that she was blackmailing you for burning down Edie's house.

او همچنین در آنجا به صراحت گفت که شما را به دلیل آتش زدن خانه ادی باج‌گیری می‌کرد.

منبع: "Desperate Housewives" detailed analysis

Oh, I see what's going on here. This is shameless emotional blackmail.

اوه، فهمیدم چه خبر است. این باج‌گیری احساسی بی‌شرمه‌کننده است.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 4

They'll get a lot more than detention for blackmail!

آنها به دلیل باج‌گیری، بسیار بیشتر از تعلیق مجازات خواهند شد!

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید