extortionately priced
به شدت گران
extortionately expensive
به شدت گران
extortionately charged
به شدت هزینه شده
extortionately high
به شدت بالا
extortionately marked
به شدت قیمتگذاری شده
extortionately valued
به شدت ارزشگذاری شده
extortionately sold
به شدت فروخته شده
extortionately assessed
به شدت ارزیابی شده
extortionately billed
به شدت صورتحساب شده
extortionately quoted
به شدت نقل قول شده
the restaurant charged extortionately for a simple meal.
رستوران به طور گزاف برای یک وعده غذایی ساده هزینه دریافت کرد.
he found the prices in the tourist area to be extortionately high.
او متوجه شد که قیمتها در مناطق توریستی به طور گزاف بالا هستند.
they were extortionately billed for their hotel stay.
هتل به طور گزاف برای اقامت آنها هزینه دریافت کرد.
many feel that the concert tickets were sold extortionately.
بسیاری احساس میکنند که بلیطهای کنسرت به طور گزاف فروخته شدهاند.
he complained that the repair costs were extortionately inflated.
او شکایت کرد که هزینههای تعمیر به طور گزاف افزایش یافتهاند.
the extortionately priced goods deterred many potential buyers.
کالاهای با قیمت گزاف بسیاری از خریداران بالقوه را منصرف کرد.
she was shocked by how extortionately the art was priced.
او از این که چگونه هنر به طور گزاف قیمتگذاری شده بود شوکه شد.
they were extortionately charged for basic services.
آنها به طور گزاف برای خدمات اساسی هزینه پرداخت کردند.
extortionately high rents are a major issue in the city.
اجارههای به طور گزاف بالا یک مشکل بزرگ در شهر است.
many students struggle with extortionately priced textbooks.
بسیاری از دانش آموزان با کتاب های درسی با قیمت گزاف دست و پنجه نرم می کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید