extramedullary

[ایالات متحده]/[ˌekstrəˈmedʒʊlərɪ]/
[بریتانیا]/[ˌekstrəˈmedʒʊlərɪ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قرار گرفته یا رخ دادن خارج از مغز استخوان؛ مربوط به یا رخ دادن خارج از مغز استخوان.
n. یک تومور یا لезیون که خارج از مغز استخوان رخ می دهد.

عبارات و ترکیب‌ها

extramedullary hematopoiesis

هماتوپوئز خارج مغزی

extramedullary lesion

病变 خارج مغزی

showing extramedullary

نشان دادن خارج مغزی

extramedullary deposits

توده‌های خارج مغزی

extramedullary growth

رشد خارج مغزی

with extramedullary involvement

همراه با مشارکت خارج مغزی

extramedullary tumor

تومور خارج مغزی

extramedullary disease

بیماری خارج مغزی

extramedullary site

محل خارج مغزی

extramedullary mass

توده خارج مغزی

جملات نمونه

the patient underwent surgery for an extramedullary hematopoiesis in the bone marrow.

بیمار جراحی برای هماتوپوئز اکسترامیدولری در مغز استخوان را تحمل کرد.

extramedullary plasmacytoma is a rare tumor arising outside the bone marrow.

پلازماسیتوز اکسترامیدولری یک تومور نادر است که خارج از مغز استخوان ظهور می‌کند.

imaging revealed extramedullary hematopoiesis in the spleen and liver.

تصویربرداری هماتوپوئز اکسترامیدولری در کبد و طحال را نشان داد.

extramedullary hematopoiesis can be a compensatory mechanism in myelofibrosis.

هماتوپوئز اکسترامیدولری می‌تواند به عنوان یک مکانیسم جبرانی در فیبروز مغز استخوان باشد.

the biopsy confirmed the presence of extramedullary disease.

بیوپسی وجود بیماری اکسترامیدولری را تأیید کرد.

extramedullary involvement of the gastrointestinal tract is uncommon.

ارتباط اکسترامیدولری با سیستم گوارشی نادر است.

we investigated the possibility of extramedullary disease extension.

ما امکان گسترش بیماری اکسترامیدولری را بررسی کردیم.

the extramedullary mass was located in the retroperitoneum.

توده اکسترامیدولری در رetroperitoneum قرار داشت.

extramedullary hematopoiesis is often associated with myeloproliferative disorders.

هماتوپوئز اکسترامیدولری اغلب با اختلالات پroliferative مغز استخوان همراه است.

the differential diagnosis included extramedullary hematopoiesis and lymphoma.

تشخیص تفکیکی شامل هماتوپوئز اکسترامیدولری و لنفوم بود.

extramedullary disease can present with abdominal pain and organomegaly.

بیماری اکسترامیدولری ممکن است با درد شکم و افزایش حجم اندام ها ظهور کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید