extruders

[ایالات متحده]/ɪkˈstruːdə/
[بریتانیا]/ɪkˈstruːdər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی که برای اکستروژن مواد استفاده می‌شود؛ یک دستگاه برای شکل‌دهی به مواد با فشار دادن آن‌ها از طریق یک قالب

عبارات و ترکیب‌ها

single screw extruder

اکسترودر پیچ منفرد

twin screw extruder

اکسترودر پیچ دوتایی

extruder head

سر اکسترودر

extruder die

Die اکسترودر

extruder barrel

دیواره اکسترودر

extruder temperature

دمای اکسترودر

extruder speed

سرعت اکسترودر

extruder output

خروجی اکسترودر

extruder motor

موتور اکسترودر

extruder profile

پروفایل اکسترودر

جملات نمونه

the extruder is essential for producing plastic parts.

اکسترودر برای تولید قطعات پلاستیکی ضروری است.

we need to adjust the temperature of the extruder.

ما باید دمای اکسترودر را تنظیم کنیم.

the extruder can handle various types of materials.

اکسترودر می تواند انواع مختلف مواد را مدیریت کند.

he operates the extruder with great skill.

او اکسترودر را با مهارت فراوان اداره می کند.

the new extruder improves production efficiency.

اکسترودر جدید باعث بهبود کارایی تولید می شود.

they are testing a new design for the extruder.

آنها در حال آزمایش یک طرح جدید برای اکسترودر هستند.

the extruder must be cleaned regularly to maintain quality.

برای حفظ کیفیت، اکسترودر باید به طور منظم تمیز شود.

she explained how the extruder works in detail.

او نحوه عملکرد اکسترودر را به طور مفصل توضیح داد.

the extruder's output rate is very impressive.

نرخ خروجی اکسترودر بسیار چشمگیر است.

proper maintenance of the extruder is crucial for longevity.

نگهداری مناسب از اکسترودر برای افزایش طول عمر بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید