exuviated skin
پوست جدا شده
exuviated layers
لایههای جدا شده
exuviated material
مواد جدا شده
exuviated cells
سلولهای جدا شده
exuviated scales
ترازوهای جدا شده
exuviated cuticle
کوتیکول جدا شده
exuviated shells
پوسته های جدا شده
exuviated exoskeleton
اسکلت بیرونی جدا شده
exuviated epidermis
اپیدرم جدا شده
exuviated fragments
تکههای جدا شده
the snake exuviated its old skin in the spring.
مار پوست قدیمی خود را در بهار ریخت.
after the caterpillar exuviated, it transformed into a beautiful butterfly.
پس از اینکه کرم شبک پوست خود را ریخت، به یک پروانه زیبا تبدیل شد.
many reptiles exuviated regularly to grow.
بسیاری از خزندگان به طور منظم پوست خود را میریختند تا رشد کنند.
the exuviated shells of crabs are often found on the beach.
پوستهای ریخته شده خرچنگها اغلب در ساحل یافت میشوند.
exuviated insects leave behind evidence of their metamorphosis.
حشرات ریخته شده شواهدی از تغییر شکل خود به جا میگذارند.
she collected exuviated skins for her biology project.
او پوستهای ریخته شده را برای پروژه زیست شناسی خود جمع آوری کرد.
exuviated materials can be used to study animal behavior.
مواد ریخته شده میتوانند برای مطالعه رفتار حیوانات مورد استفاده قرار گیرند.
she was fascinated by the exuviated remains of the insect.
او مجذوب بقایای ریخته شده حشره بود.
exuviated skin
پوست جدا شده
exuviated layers
لایههای جدا شده
exuviated material
مواد جدا شده
exuviated cells
سلولهای جدا شده
exuviated scales
ترازوهای جدا شده
exuviated cuticle
کوتیکول جدا شده
exuviated shells
پوسته های جدا شده
exuviated exoskeleton
اسکلت بیرونی جدا شده
exuviated epidermis
اپیدرم جدا شده
exuviated fragments
تکههای جدا شده
the snake exuviated its old skin in the spring.
مار پوست قدیمی خود را در بهار ریخت.
after the caterpillar exuviated, it transformed into a beautiful butterfly.
پس از اینکه کرم شبک پوست خود را ریخت، به یک پروانه زیبا تبدیل شد.
many reptiles exuviated regularly to grow.
بسیاری از خزندگان به طور منظم پوست خود را میریختند تا رشد کنند.
the exuviated shells of crabs are often found on the beach.
پوستهای ریخته شده خرچنگها اغلب در ساحل یافت میشوند.
exuviated insects leave behind evidence of their metamorphosis.
حشرات ریخته شده شواهدی از تغییر شکل خود به جا میگذارند.
she collected exuviated skins for her biology project.
او پوستهای ریخته شده را برای پروژه زیست شناسی خود جمع آوری کرد.
exuviated materials can be used to study animal behavior.
مواد ریخته شده میتوانند برای مطالعه رفتار حیوانات مورد استفاده قرار گیرند.
she was fascinated by the exuviated remains of the insect.
او مجذوب بقایای ریخته شده حشره بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید