exuviated

[ایالات متحده]/ɪɡˈzjuːvieɪtɪd/
[بریتانیا]/ɪɡˈzuːvieɪtɪd/

ترجمه

v. به ریزش یا جدا کردن یک لایه خارجی، مانند پوست یا پوسته
n. عمل ریزش یا جدا کردن یک لایه خارجی

عبارات و ترکیب‌ها

exuviated skin

پوست جدا شده

exuviated layers

لایه‌های جدا شده

exuviated material

مواد جدا شده

exuviated cells

سلول‌های جدا شده

exuviated scales

ترازوهای جدا شده

exuviated cuticle

کوتیکول جدا شده

exuviated shells

پوسته های جدا شده

exuviated exoskeleton

اسکلت بیرونی جدا شده

exuviated epidermis

اپیدرم جدا شده

exuviated fragments

تکه‌های جدا شده

جملات نمونه

the snake exuviated its old skin in the spring.

مار پوست قدیمی خود را در بهار ریخت.

after the caterpillar exuviated, it transformed into a beautiful butterfly.

پس از اینکه کرم شبک پوست خود را ریخت، به یک پروانه زیبا تبدیل شد.

many reptiles exuviated regularly to grow.

بسیاری از خزندگان به طور منظم پوست خود را می‌ریختند تا رشد کنند.

the exuviated shells of crabs are often found on the beach.

پوست‌های ریخته شده خرچنگ‌ها اغلب در ساحل یافت می‌شوند.

exuviated insects leave behind evidence of their metamorphosis.

حشرات ریخته شده شواهدی از تغییر شکل خود به جا می‌گذارند.

she collected exuviated skins for her biology project.

او پوست‌های ریخته شده را برای پروژه زیست شناسی خود جمع آوری کرد.

exuviated materials can be used to study animal behavior.

مواد ریخته شده می‌توانند برای مطالعه رفتار حیوانات مورد استفاده قرار گیرند.

she was fascinated by the exuviated remains of the insect.

او مجذوب بقایای ریخته شده حشره بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید