clear eyesights
چشمهای واضح
good eyesights
چشمهای خوب
poor eyesights
چشمهای ضعیف
weak eyesights
چشمهای ضعیف
sharp eyesights
چشمهای تیز
enhanced eyesights
چشمهای تقویتشده
impaired eyesights
چشمهای مختل
normal eyesights
چشمهای طبیعی
excellent eyesights
چشمهای عالی
limited eyesights
چشمهای محدود
she has excellent eyesights for detail.
او دید جزئیات بسیار خوبی دارد.
his eyesights improved after wearing glasses.
دید او پس از استفاده از عینک بهتر شد.
good eyesights are essential for driving safely.
دید خوب برای رانندگی ایمن ضروری است.
she lost her eyesights due to an accident.
او به دلیل یک حادثه بینایی خود را از دست داد.
regular eye check-ups can help maintain your eyesights.
معاینات منظم چشم می تواند به حفظ بینایی شما کمک کند.
he has sharp eyesights that help him in photography.
او دید تیز دارد که به او در عکاسی کمک می کند.
some animals have better eyesights than humans.
برخی از حیوانات دید بهتری نسبت به انسان ها دارند.
she exercises her eyesights with vision training.
او با تمرینات بینایی بینایی خود را تقویت می کند.
bright colors can enhance your eyesights.
رنگ های روشن می توانند بینایی شما را افزایش دهند.
eyesights can deteriorate with age.
بینایی می تواند با افزایش سن تحلیل برود.
clear eyesights
چشمهای واضح
good eyesights
چشمهای خوب
poor eyesights
چشمهای ضعیف
weak eyesights
چشمهای ضعیف
sharp eyesights
چشمهای تیز
enhanced eyesights
چشمهای تقویتشده
impaired eyesights
چشمهای مختل
normal eyesights
چشمهای طبیعی
excellent eyesights
چشمهای عالی
limited eyesights
چشمهای محدود
she has excellent eyesights for detail.
او دید جزئیات بسیار خوبی دارد.
his eyesights improved after wearing glasses.
دید او پس از استفاده از عینک بهتر شد.
good eyesights are essential for driving safely.
دید خوب برای رانندگی ایمن ضروری است.
she lost her eyesights due to an accident.
او به دلیل یک حادثه بینایی خود را از دست داد.
regular eye check-ups can help maintain your eyesights.
معاینات منظم چشم می تواند به حفظ بینایی شما کمک کند.
he has sharp eyesights that help him in photography.
او دید تیز دارد که به او در عکاسی کمک می کند.
some animals have better eyesights than humans.
برخی از حیوانات دید بهتری نسبت به انسان ها دارند.
she exercises her eyesights with vision training.
او با تمرینات بینایی بینایی خود را تقویت می کند.
bright colors can enhance your eyesights.
رنگ های روشن می توانند بینایی شما را افزایش دهند.
eyesights can deteriorate with age.
بینایی می تواند با افزایش سن تحلیل برود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید