eyespots

[ایالات متحده]/ˈaɪspɒt/
[بریتانیا]/ˈaɪspɑt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک چشم تک‌سلولی دژنره شده؛ یک نقطه چشمی روی جلبک‌ها؛ یک نقطه یا علامت شبیه چشم

عبارات و ترکیب‌ها

eyespot pattern

الگوی لکه چشم

eyespot markings

علامت‌های لکه چشم

eyespot coloration

رنگ‌آمیزی لکه چشم

eyespot feature

ویژگی لکه چشم

eyespot size

اندازه لکه چشم

eyespot display

نمایش لکه چشم

eyespot effect

اثر لکه چشم

eyespot structure

ساختار لکه چشم

eyespot evolution

تکامل لکه چشم

eyespot function

عملکرد لکه چشم

جملات نمونه

the butterfly has a beautiful eyespot on its wings.

پروانه لکه‌های چشمی زیبا با چشمک‌زن روی بال‌هایش دارد.

some species of fish use eyespots to deter predators.

برخی از گونه‌های ماهی از لکه‌های چشمی برای بازدارندگی شکارچیان استفاده می‌کنند.

the peacock's tail features large eyespots for attraction.

دم طاووس دارای لکه‌های چشمی بزرگ برای جذب جلب توجه است.

eyespots can mimic the eyes of larger animals.

لکه‌های چشمی می‌توانند چشم حیوانات بزرگتر را تقلید کنند.

researchers study the function of eyespots in camouflage.

محققان عملکرد لکه‌های چشمی در استتار را مطالعه می‌کنند.

some moths have eyespots that confuse their enemies.

برخی از شب‌پروانه‌ها دارای لکه‌های چشمی هستند که دشمنانشان را گیج می‌کند.

eyespots are often found on the wings of butterflies.

لکه‌های چشمی اغلب روی بال‌های پروانه‌ها یافت می‌شوند.

animals with eyespots can appear larger than they are.

حیواناتی که دارای لکه‌های چشمی هستند ممکن است بزرگتر از آنچه هستند به نظر برسند.

the design of the eyespot varies among different species.

طراحی لکه چشمی در گونه‌های مختلف متفاوت است.

some reptiles display eyespots as a defense mechanism.

برخی از خزندگان لکه‌های چشمی را به عنوان یک مکانیسم دفاعی نشان می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید