factotums

[ایالات متحده]/fækˈtoʊtəmz/
[بریتانیا]/fækˈtoʊtəmz/

ترجمه

n. افرادی که مشاغل یا وظایف مختلفی انجام می‌دهند

عبارات و ترکیب‌ها

office factotums

متصدیان دفتر

company factotums

متصدیان شرکت

local factotums

متصدیان محلی

helpful factotums

متصدیان مفید

trusted factotums

متصدیان مورد اعتماد

busy factotums

متصدیان پرمشغله

senior factotums

متصدیان ارشد

junior factotums

متصدیان جوان

virtual factotums

متصدیان مجازی

freelance factotums

متصدیان آزاد

جملات نمونه

in the office, we rely on factotums to handle various tasks.

در دفتر، ما به افراد چندمنظوره برای انجام کارهای مختلف متکی هستیم.

factotums often have a wide range of skills.

افراد چندمنظوره اغلب طیف گسترده ای از مهارت ها دارند.

she acted as a factotum for the busy executive.

او به عنوان یک فرد چندمنظوره برای مدیر اجرایی پرمشغله عمل کرد.

factotums are essential in small businesses.

افراد چندمنظوره در کسب و کارهای کوچک ضروری هستند.

he was known as one of the best factotums in the company.

او به عنوان یکی از بهترین افراد چندمنظوره در شرکت شناخته می شد.

factotums often juggle multiple responsibilities.

افراد چندمنظوره اغلب چندین مسئولیت را مدیریت می کنند.

she enjoyed her role as a factotum, always busy with new tasks.

او از نقش خود به عنوان یک فرد چندمنظوره لذت می برد، همیشه با کارهای جدید مشغول بود.

in many households, factotums help keep everything organized.

در بسیاری از خانه ها، افراد چندمنظوره به حفظ نظم و ترتیب کمک می کنند.

he found work as a factotum after moving to the city.

او پس از نقل مکان به شهر، به عنوان یک فرد چندمنظوره مشغول به کار شد.

factotums play a crucial role in maintaining office efficiency.

افراد چندمنظوره نقش مهمی در حفظ کارایی دفتر دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید