facture

[ایالات متحده]/ˈfæktʃər/
[بریتانیا]/ˈfæktʃər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل ساختن یا تولید چیزی؛ سندی که یک معامله را فهرست می‌کند، مانند فاکتور؛ روش یا فرایند ساختن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

medical facture

факتور پزشکی

invoice facture

факتور صورت‌حساب

facture number

شماره فاکتور

facture details

جزئیات فاکتور

facture amount

مبلغ فاکتور

facture date

تاریخ فاکتور

facture template

قالب فاکتور

facture request

درخواست فاکتور

facture format

فرمت فاکتور

facture copy

نسخه فاکتور

جملات نمونه

she received a facture for the services rendered.

او فاکتور خدمات ارائه شده را دریافت کرد.

the facture must be paid within 30 days.

فاکتور باید ظرف 30 روز پرداخت شود.

can you send me the facture for my records?

می‌توانید فاکتور را برای سوابق من برایم ارسال کنید؟

the company issued a facture for the recent purchase.

شرکت فاکتوری برای خرید اخیر صادر کرد.

make sure to keep the facture for warranty purposes.

مطمئن شوید فاکتور را برای اهداف گارانتی نگه دارید.

she disputed the facture due to incorrect charges.

او به دلیل مبالغ نادرست، فاکتور را مورد اعتراض قرار داد.

the facture includes all the details of the transaction.

فاکتور شامل تمام جزئیات تراکنش است.

he forgot to request a facture after the meal.

او فراموش کرد بعد از غذا درخواست فاکتور کند.

we need to review the facture before processing the payment.

ما باید قبل از پردازش پرداخت، فاکتور را بررسی کنیم.

she filed the facture with her expense report.

او فاکتور را با گزارش هزینه های خود ثبت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید