fail-safe system
سیستم ایمنی
fail-safe mechanism
مکانیزم ایمنی
fail-safe design
طراحی ایمنی
fail-safe mode
حالت ایمنی
fail-safe feature
ویژگی ایمنی
ensure fail-safe
اطمینان از ایمنی
built-in fail-safe
ایمنی داخلی
fail-safe approach
رویکرد ایمنی
fail-safe measures
اقدامات ایمنی
the system has a fail-safe mechanism to prevent data loss.
سیستم دارای یک مکانیسم ایمنی است تا از از دست رفتن دادهها جلوگیری کند.
we built in a fail-safe feature to handle unexpected errors.
ما یک ویژگی ایمنی برای رسیدگی به خطاهای غیرمنتظره در آن تعبیه کردیم.
the fail-safe protocol ensures the reactor shuts down automatically.
پروتکل ایمنی تضمین میکند که راکتور به طور خودکار خاموش شود.
it's a fail-safe design, prioritizing safety above all else.
این یک طراحی ایمنی است که ایمنی را در اولویت قرار میدهد.
the fail-safe system activated, cutting off the power supply.
سیستم ایمنی فعال شد و منبع تغذیه را قطع کرد.
the software includes a fail-safe mode in case of a crash.
نرم افزار شامل حالت ایمنی در صورت خرابی است.
a fail-safe valve prevents overpressure in the pipeline.
یک شیر ایمنی از افزایش فشار در خط لوله جلوگیری میکند.
the bridge has a fail-safe structure to withstand earthquakes.
پل دارای ساختاری ایمنی برای مقاومت در برابر زلزله است.
the fail-safe lock prevents unauthorized access to the data.
قفل ایمنی از دسترسی غیرمجاز به دادهها جلوگیری میکند.
we implemented a fail-safe procedure for emergency situations.
ما یک روش ایمنی برای شرایط اضطراری اجرا کردیم.
the fail-safe backup ensures data recovery after a system failure.
پشتیبان گیری ایمنی تضمین می کند که داده ها پس از خرابی سیستم بازیابی می شوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید