a foolproof detonator; a foolproof safety lock.
یک فیوز ایمن؛ یک قفل ایمنی مطمئن
a foolproof security system.
یک سیستم امنیتی ضد اشتباه
his so-called foolproof method (not “foolproof method” ).
روش به اصطلاح ضد اشتباه او (نه "روش ضد اشتباه")
The system is pretty well foolproof.
سیستم تا حد زیادی ضد اشتباه است.
We’re trying to work out a way to make the system foolproof.
ما سعی می کنیم راهی برای ضد اشتباه کردن سیستم پیدا کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید