fainter

[ایالات متحده]/ˈfeɪntə/
[بریتانیا]/ˈfeɪntər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ضعیف تر یا کمتر قوی؛ فاقد قدرت یا زندگی؛ احتمال از دست دادن هوشیاری؛ فاقد نیرو یا انرژی در عمل

عبارات و ترکیب‌ها

fainter sound

صدای ضعیف‌تر

fainter light

نور کم‌رنگ‌تر

fainter whisper

نجواهای ضعیف‌تر

fainter signal

سیگنال ضعیف‌تر

fainter image

تصویر کم‌رنگ‌تر

fainter color

رنگ کم‌رنگ‌تر

fainter echo

بازتاب ضعیف‌تر

fainter heartbeat

ضربان قلب ضعیف‌تر

fainter outline

طرح ضعیف‌تر

fainter smell

بوی ضعیف‌تر

جملات نمونه

the sound grew fainter as we walked away.

صدای آن کم‌رنگ‌تر شد با اینکه دور می‌شدیم.

her voice became fainter during the performance.

صدای او در طول اجرا کم‌رنگ‌تر شد.

the light from the lantern was fainter than before.

نور چراغ کم‌رنگ‌تر از قبل بود.

his memories of the event grew fainter over time.

با گذشت زمان خاطرات او از آن رویداد کم‌رنگ‌تر شد.

the fainter stars became visible as the sky darkened.

ستاره‌های کم‌رنگ‌تر با تاریک‌تر شدن آسمان قابل مشاهده شدند.

as the music played, the notes became fainter.

همانطور که موسیقی پخش می‌شد، نت‌ها کم‌رنگ‌تر می‌شدند.

the signal grew fainter as we moved further from the tower.

همانطور که از برج دورتر می‌شدیم، سیگنال کم‌رنگ‌تر می‌شد.

her laughter was fainter than it used to be.

خنده‌اش کم‌رنگ‌تر از آنچه قبلاً بود.

the fainter hues of the sunset were breathtaking.

رنگ‌های کم‌رنگ‌تر غروب خورشید نفس‌گیر بودند.

his enthusiasm was fainter after the long meeting.

اشتیاق او پس از جلسه طولانی کم‌رنگ‌تر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید