fair-weather friend
دوست آب و هواي خوب
fair-weather sailor
کشتیگر آب و هواي خوب
fair-weather enthusiast
علاقهمند به آب و هواي خوب
fair-weather supporter
پشتیبان آب و هواي خوب
fair-weather athlete
ورزشکار آب و هواي خوب
being fair-weather
آب و هواي خوب بودن
fair-weather attitude
وضعیت آب و هواي خوب
fair-weather forecast
پیشبینی آب و هواي خوب
a fair-weather day
یک روز آب و هواي خوب
fair-weather conditions
شرایط آب و هواي خوب
he's a fair-weather friend who only calls when he needs something.
او یک دوست آب و هواي خوب است که فقط وقتی که چیزی نیاز دارد تماس میگیرد.
the fair-weather sailor enjoyed the calm seas and sunshine.
سایلور آب و هواي خوب لذت برد از دریاچههای آرام و نور خورشید.
don't be a fair-weather supporter; stick with the team through thick and thin.
دشمن نباشید یک حامی آب و هواي خوب؛ با تیم در هر شرایطی باقی بمانید.
she's a fair-weather athlete; she only trains when the weather is nice.
او یک ورزشکار آب و هواي خوب است؛ او فقط وقتی تمرین میکند که آب و هوا خوب است.
the fair-weather investor sold his shares as soon as the market dipped.
سرمایهگذار آب و هواي خوب به محض اینکه بازار کاهش یافت، سهام خود را فروخت.
we had a fair-weather day for the picnic, perfect for outdoor games.
ما یک روز آب و هواي خوب برای چشمه داشتیم، که برای بازیهای آزاد بسیار مناسب است.
he's a fair-weather golfer; he plays only on weekends.
او یک گلفر آب و هواي خوب است؛ او فقط در اواخر هفته بازی میکند.
the fair-weather tourist prefers luxury resorts to backpacking adventures.
گردشگر آب و هواي خوب به جای مغامرات حمل کیف، به مراکز تفریحی لوکس ترجیح میدهد.
it was a fair-weather season for farming, with plenty of sunshine and rain.
این فصلی آب و هواي خوب برای کشاورزی بود، با فراوانی نور خورشید و باران.
she's a fair-weather fan, cheering only when the team is winning.
او یک هوادار آب و هواي خوب است، که فقط وقتی تیم برنده میشود شور میکند.
the fair-weather crowd disappeared as soon as the rain started.
گروه آب و هواي خوب به محض شروع باران از بین رفت.
fair-weather friend
دوست آب و هواي خوب
fair-weather sailor
کشتیگر آب و هواي خوب
fair-weather enthusiast
علاقهمند به آب و هواي خوب
fair-weather supporter
پشتیبان آب و هواي خوب
fair-weather athlete
ورزشکار آب و هواي خوب
being fair-weather
آب و هواي خوب بودن
fair-weather attitude
وضعیت آب و هواي خوب
fair-weather forecast
پیشبینی آب و هواي خوب
a fair-weather day
یک روز آب و هواي خوب
fair-weather conditions
شرایط آب و هواي خوب
he's a fair-weather friend who only calls when he needs something.
او یک دوست آب و هواي خوب است که فقط وقتی که چیزی نیاز دارد تماس میگیرد.
the fair-weather sailor enjoyed the calm seas and sunshine.
سایلور آب و هواي خوب لذت برد از دریاچههای آرام و نور خورشید.
don't be a fair-weather supporter; stick with the team through thick and thin.
دشمن نباشید یک حامی آب و هواي خوب؛ با تیم در هر شرایطی باقی بمانید.
she's a fair-weather athlete; she only trains when the weather is nice.
او یک ورزشکار آب و هواي خوب است؛ او فقط وقتی تمرین میکند که آب و هوا خوب است.
the fair-weather investor sold his shares as soon as the market dipped.
سرمایهگذار آب و هواي خوب به محض اینکه بازار کاهش یافت، سهام خود را فروخت.
we had a fair-weather day for the picnic, perfect for outdoor games.
ما یک روز آب و هواي خوب برای چشمه داشتیم، که برای بازیهای آزاد بسیار مناسب است.
he's a fair-weather golfer; he plays only on weekends.
او یک گلفر آب و هواي خوب است؛ او فقط در اواخر هفته بازی میکند.
the fair-weather tourist prefers luxury resorts to backpacking adventures.
گردشگر آب و هواي خوب به جای مغامرات حمل کیف، به مراکز تفریحی لوکس ترجیح میدهد.
it was a fair-weather season for farming, with plenty of sunshine and rain.
این فصلی آب و هواي خوب برای کشاورزی بود، با فراوانی نور خورشید و باران.
she's a fair-weather fan, cheering only when the team is winning.
او یک هوادار آب و هواي خوب است، که فقط وقتی تیم برنده میشود شور میکند.
the fair-weather crowd disappeared as soon as the rain started.
گروه آب و هواي خوب به محض شروع باران از بین رفت.
Explore frequently searched vocabulary
Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!
Download DictoGo Now