fallaciousness

[ایالات متحده]/fəˈleɪʃəsnəs/
[بریتانیا]/fəˈleɪʃəsnəs/

ترجمه

n. کیفیت مبتنی بر یک باور نادرست؛ گمراه کننده

عبارات و ترکیب‌ها

fallaciousness argument

استدلال نادرست

fallaciousness reasoning

استدلال گمراه کننده

fallaciousness claim

ادعای نادرست

fallaciousness logic

منطق غلط

fallaciousness statement

بیانیه نادرست

fallaciousness theory

تئوری نادرست

fallaciousness example

مثال نادرست

fallaciousness belief

باور نادرست

fallaciousness perception

درک نادرست

fallaciousness conclusion

نتیجه گیری نادرست

جملات نمونه

the fallaciousness of his argument was evident to everyone.

اثربخشی استدلال او برای همه آشکار بود.

we must address the fallaciousness in the reasoning presented.

ما باید به مغالطه در استدلال ارائه شده رسیدگی کنیم.

her fallaciousness led to a series of misunderstandings.

مغالطه او منجر به مجموعه ای از سوء تفاهم ها شد.

the fallaciousness of the claim was proven in court.

مغالطه ادعا در دادگاه ثابت شد.

recognizing the fallaciousness in popular beliefs is crucial.

تشخیص مغالطه در باورهای رایج بسیار مهم است.

his fallaciousness was a major factor in the debate.

مغالطه او یک عامل مهم در بحث بود.

they highlighted the fallaciousness of the statistics used.

آنها مغالطه آمار مورد استفاده را برجسته کردند.

the fallaciousness of her reasoning was hard to ignore.

مغالطه استدلال او سخت قابل نادیده گرفتن بود.

understanding the fallaciousness of certain arguments is essential.

درک مغالطه برخی از استدلال ها ضروری است.

he often points out the fallaciousness in social media posts.

او اغلب به مغالطه در پست های رسانه های اجتماعی اشاره می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید