versed

[ایالات متحده]/vɜːst/
[بریتانیا]/vɜrst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ماهر یا آگاه در یک زمینه خاص

عبارات و ترکیب‌ها

well versed

مسلط

versed in

آشنا به

versed at

ماهر در

versed with

آشنا با

versed enough

به اندازه‌ی کافی آگاه

versed thoroughly

به طور کامل آگاه

versed professionally

به صورت حرفه‌ای آگاه

versed broadly

به طور گسترده آگاه

versed deeply

به طور عمیق آگاه

versed adequately

به طور مناسب آگاه

جملات نمونه

she is well-versed in classical literature.

او در ادبیات کلاسیک سررشته دارد.

he is versed in multiple programming languages.

او در چندین زبان برنامه نویسی مهارت دارد.

they are versed in the art of negotiation.

آنها در هنر مذاکره مهارت دارند.

being well-versed in history helps in understanding the present.

آشنایی با تاریخ به درک حال حاضر کمک می کند.

she is versed in various musical styles.

او در سبک های مختلف موسیقی مهارت دارد.

he is well-versed in the intricacies of the law.

او با پیچیدگی های قانون آشنا است.

they are versed in the latest technological advancements.

آنها با آخرین پیشرفت های فناوری آشنا هستند.

she is well-versed in foreign languages.

او به زبان های خارجی مسلط است.

he is versed in the principles of economics.

او با اصول اقتصاد آشنا است.

being well-versed in cultural differences is essential for global business.

آشنایی با تفاوت های فرهنگی برای تجارت جهانی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید