famishes quickly
به سرعت گرسنه میکند
famishes easily
به راحتی گرسنه میکند
famishes me
من را گرسنه میکند
famishes us
ما را گرسنه میکند
famishes all
همه را گرسنه میکند
famishes often
اغراقاً گرسنه میکند
famishes at night
در شب گرسنه میکند
famishes for food
برای غذا گرسنه میکند
famishes like crazy
به شدت گرسنه میکند
famishes my soul
روح من را گرسنه میکند
the long journey famishes the travelers.
سفر طولانی مسافران را گرسنه میکند.
he famishes himself by skipping meals.
او با حذف وعدههای غذایی خود را گرسنه میکند.
the cold weather famishes the crops.
هوا سرد محصولات را از بین میبرد.
working overtime can famish your energy.
کار کردن اضافه ساعات طولانی میتواند انرژی شما را تحلیل ببرد.
the lack of food will famish the hungry children.
کمبود غذا کودکان گرسنه را گرسنه خواهد کرد.
he often famishes himself in pursuit of his goals.
او اغلب خود را در پیگیری اهدافش تحلیل میبرد.
ignoring your needs can famish your spirit.
نادیده گرفتن نیازهای خود میتواند روحیه شما را تحلیل ببرد.
the drought famishes the livestock.
خشکسالی دامها را تحلیل میبرد.
excessive stress can famish your health.
استرس بیش از حد میتواند سلامتی شما را تحلیل ببرد.
she famishes for knowledge and education.
او برای دانش و آموزش تشنه است.
famishes quickly
به سرعت گرسنه میکند
famishes easily
به راحتی گرسنه میکند
famishes me
من را گرسنه میکند
famishes us
ما را گرسنه میکند
famishes all
همه را گرسنه میکند
famishes often
اغراقاً گرسنه میکند
famishes at night
در شب گرسنه میکند
famishes for food
برای غذا گرسنه میکند
famishes like crazy
به شدت گرسنه میکند
famishes my soul
روح من را گرسنه میکند
the long journey famishes the travelers.
سفر طولانی مسافران را گرسنه میکند.
he famishes himself by skipping meals.
او با حذف وعدههای غذایی خود را گرسنه میکند.
the cold weather famishes the crops.
هوا سرد محصولات را از بین میبرد.
working overtime can famish your energy.
کار کردن اضافه ساعات طولانی میتواند انرژی شما را تحلیل ببرد.
the lack of food will famish the hungry children.
کمبود غذا کودکان گرسنه را گرسنه خواهد کرد.
he often famishes himself in pursuit of his goals.
او اغلب خود را در پیگیری اهدافش تحلیل میبرد.
ignoring your needs can famish your spirit.
نادیده گرفتن نیازهای خود میتواند روحیه شما را تحلیل ببرد.
the drought famishes the livestock.
خشکسالی دامها را تحلیل میبرد.
excessive stress can famish your health.
استرس بیش از حد میتواند سلامتی شما را تحلیل ببرد.
she famishes for knowledge and education.
او برای دانش و آموزش تشنه است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید