famishes

[ایالات متحده]/ˈfæmɪʃɪz/
[بریتانیا]/ˈfæmɪʃɪz/

ترجمه

v. باعث شدن که از گرسنگی شدید رنج ببرد

عبارات و ترکیب‌ها

famishes quickly

به سرعت گرسنه می‌کند

famishes easily

به راحتی گرسنه می‌کند

famishes me

من را گرسنه می‌کند

famishes us

ما را گرسنه می‌کند

famishes all

همه را گرسنه می‌کند

famishes often

اغراقاً گرسنه می‌کند

famishes at night

در شب گرسنه می‌کند

famishes for food

برای غذا گرسنه می‌کند

famishes like crazy

به شدت گرسنه می‌کند

famishes my soul

روح من را گرسنه می‌کند

جملات نمونه

the long journey famishes the travelers.

سفر طولانی مسافران را گرسنه می‌کند.

he famishes himself by skipping meals.

او با حذف وعده‌های غذایی خود را گرسنه می‌کند.

the cold weather famishes the crops.

هوا سرد محصولات را از بین می‌برد.

working overtime can famish your energy.

کار کردن اضافه ساعات طولانی می‌تواند انرژی شما را تحلیل ببرد.

the lack of food will famish the hungry children.

کمبود غذا کودکان گرسنه را گرسنه خواهد کرد.

he often famishes himself in pursuit of his goals.

او اغلب خود را در پیگیری اهدافش تحلیل می‌برد.

ignoring your needs can famish your spirit.

نادیده گرفتن نیازهای خود می‌تواند روحیه شما را تحلیل ببرد.

the drought famishes the livestock.

خشکسالی دام‌ها را تحلیل می‌برد.

excessive stress can famish your health.

استرس بیش از حد می‌تواند سلامتی شما را تحلیل ببرد.

she famishes for knowledge and education.

او برای دانش و آموزش تشنه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید