fane

[ایالات متحده]/feɪn/
[بریتانیا]/feɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. معبد یا آتشکده; مکان عبادت
Word Forms
جمعfanes

عبارات و ترکیب‌ها

divine fane

فانه‌ی الهی

temple fane

فانه‌ی معبدی

fane of worship

فانه‌ی پرستش

sacred fane

فانه‌ی مقدس

fane of glory

فانه‌ی شکوه

fane of light

فانه‌ی نور

fane of peace

فانه‌ی صلح

fane of truth

فانه‌ی حقیقت

fane of justice

فانه‌ی عدالت

fane of dreams

فانه‌ی رویاها

جملات نمونه

he built a fane to honor the ancient gods.

او یک دخمه برای تجلیل از خدایان باستانی ساخت.

the fane was adorned with beautiful carvings.

این دخمه با حکاکی های زیبا تزئین شده بود.

visitors come to the fane to seek blessings.

بازدیدکنندگان برای طلب برکت به دخمه می آیند.

in the fane, there is a statue of the deity.

در دخمه، مجسمه‌ای از ایزد وجود دارد.

they held a festival at the fane every year.

آنها هر سال در دخمه یک جشنواره برگزار می کردند.

the fane was a place of peace and reflection.

این دخمه مکانی برای آرامش و تفکر بود.

many pilgrims visit the fane during the holy season.

در فصل مقدس بسیاری از زائران از دخمه بازدید می کنند.

the fane's architecture reflects ancient traditions.

معماری دخمه بازتاب سنت های باستانی است.

she felt a deep connection to the fane's history.

او ارتباط عمیقی با تاریخ دخمه احساس کرد.

legends say the fane was built by a great king.

افسانه ها می گویند که این دخمه توسط یک پادشاه بزرگ ساخته شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید