fanlike

[ایالات متحده]/ˈfænlaɪk/
[بریتانیا]/ˈfænlaɪk/

ترجمه

adj. فنری شکل؛ قابل تا شدن مانند یک فن؛ چرخش مانند یک فن

عبارات و ترکیب‌ها

fanlike structure

ساختار شبیه به فن

fanlike shape

شکل شبیه به فن

fanlike leaves

برگ‌های شبیه به فن

fanlike arrangement

چیدمان شبیه به فن

fanlike design

طراحی شبیه به فن

fanlike pattern

الگوی شبیه به فن

fanlike appearance

ظاهر شبیه به فن

fanlike projection

پروژه‌ای شبیه به فن

fanlike growth

رشد شبیه به فن

fanlike extension

گسترش شبیه به فن

جملات نمونه

the leaves of the plant are fanlike, spreading out beautifully.

برگ‌های گیاه به شکل فن آسا هستند و به زیبایی پخش شده‌اند.

the fanlike structure of the feathers helps the bird to glide.

ساختار فن مانند پرها به پرنده کمک می‌کند تا شناور بماند.

she arranged the flowers in a fanlike display for the event.

او گل‌ها را به صورت نمایشی فن مانند برای این رویداد چید.

the fanlike shape of the waves made the beach look stunning.

شکل فن مانند امواج باعث شد ساحل بسیار زیبا به نظر برسد.

the artist painted a fanlike pattern on the canvas.

هنرمند یک الگوی فن مانند روی بوم نقاشی کرد.

his hair was styled in a fanlike manner, adding volume.

موهایش به صورت فن مانند مدل شد و حجم به آن داد.

the fanlike arrangement of the petals attracted many bees.

چیدمان فن مانند گلبرگ‌ها باعث جذب بسیاری از زنبورها شد.

the fanlike leaves of the ginkgo tree are iconic.

برگ‌های فن مانند درخت گیجو نمادین هستند.

in the wind, the fanlike sails of the boat billowed gracefully.

در باد، بادبان‌های فن مانند قایق به زیبایی متلاطم شدند.

the fanlike design of the building was inspired by nature.

طراحی فن مانند ساختمان از طبیعت الهام گرفته بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید