| جمع | fannies |
fanny pack
کیف لگ
fanny slap
ضربه به باسن
fanny pack trend
ترند کیف لگ
fanny magnet
مغناطیس باسن
She slipped and fell on her fanny.
او سر خورد و روی باسنش افتاد.
He got a tattoo on his fanny.
او یک تتو روی باسنش زد.
She packed her fanny pack for the hike.
او کوله پشتی خود را برای پیادهروی بست.
He's always cracking jokes about his fanny.
او همیشه در مورد باسنش شوخی میکند.
She's got a cute little fanny.
او باسن کوچکی دارد که دوست داشتنی است.
He hurt his fanny when he fell off the bike.
وقتی از دوچرخه افتاد، به باسنش آسیب زد.
She's wearing a fanny pack around her waist.
او یک کوله پشتی در کمرش بسته است.
He uses his fanny pack to carry his keys and wallet.
او از کوله پشتی خود برای حمل کلیدها و کیف پولش استفاده میکند.
She's got a great sense of humor and a big fanny.
او حس شوخ طبعی خوبی دارد و باسن بزرگی دارد.
He always complains about the size of his fanny.
او همیشه در مورد اندازه باسنش شکایت میکند.
fanny pack
کیف لگ
fanny slap
ضربه به باسن
fanny pack trend
ترند کیف لگ
fanny magnet
مغناطیس باسن
She slipped and fell on her fanny.
او سر خورد و روی باسنش افتاد.
He got a tattoo on his fanny.
او یک تتو روی باسنش زد.
She packed her fanny pack for the hike.
او کوله پشتی خود را برای پیادهروی بست.
He's always cracking jokes about his fanny.
او همیشه در مورد باسنش شوخی میکند.
She's got a cute little fanny.
او باسن کوچکی دارد که دوست داشتنی است.
He hurt his fanny when he fell off the bike.
وقتی از دوچرخه افتاد، به باسنش آسیب زد.
She's wearing a fanny pack around her waist.
او یک کوله پشتی در کمرش بسته است.
He uses his fanny pack to carry his keys and wallet.
او از کوله پشتی خود برای حمل کلیدها و کیف پولش استفاده میکند.
She's got a great sense of humor and a big fanny.
او حس شوخ طبعی خوبی دارد و باسن بزرگی دارد.
He always complains about the size of his fanny.
او همیشه در مورد اندازه باسنش شکایت میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید