fantasying dreams
رویاپردازی
fantasying world
جهان رؤیاپردازی
fantasying thoughts
افکار رؤیاپردازی
fantasying ideas
ایدههای رؤیاپردازی
fantasying stories
داستانهای رؤیاپردازی
fantasying life
زندگی رؤیاپردازی
fantasying adventures
ماجراهای رؤیاپردازی
fantasying characters
شخصیتهای رؤیاپردازی
fantasying experiences
تجربههای رؤیاپردازی
fantasying moments
لحظات رؤیاپردازی
he spent hours fantasying about his dream vacation.
او ساعتها در حال خیالپردازی درباره تعطیلات رویایی خود بود.
she was fantasying about becoming a famous artist.
او در حال خیالپردازی درباره تبدیل شدن به یک هنرمند مشهور بود.
they were fantasying about living in a magical world.
آنها در حال خیالپردازی درباره زندگی در یک دنیای جادویی بودند.
while studying, he found himself fantasying about his future career.
در حالی که درس می خواند، متوجه شد که در حال خیالپردازی درباره شغل آینده خود است.
she often finds herself fantasying about love stories.
او اغلب متوجه می شود که در حال خیالپردازی درباره داستان های عاشقانه است.
he enjoys fantasying about adventures in far-off lands.
او از خیالپردازی درباره ماجراجویی ها در سرزمین های دوردست لذت می برد.
they were fantasying about winning the lottery.
آنها در حال خیالپردازی درباره برنده شدن در لاتاری بودند.
fantasying about a perfect life can sometimes be comforting.
خیالپردازی درباره یک زندگی کامل گاهی اوقات می تواند آرامش بخش باشد.
she caught him fantasying about his childhood.
او متوجه شد که او در حال خیالپردازی درباره دوران کودکی خود است.
he was fantasying about flying to the moon.
او در حال خیالپردازی درباره پرواز به ماه بود.
fantasying dreams
رویاپردازی
fantasying world
جهان رؤیاپردازی
fantasying thoughts
افکار رؤیاپردازی
fantasying ideas
ایدههای رؤیاپردازی
fantasying stories
داستانهای رؤیاپردازی
fantasying life
زندگی رؤیاپردازی
fantasying adventures
ماجراهای رؤیاپردازی
fantasying characters
شخصیتهای رؤیاپردازی
fantasying experiences
تجربههای رؤیاپردازی
fantasying moments
لحظات رؤیاپردازی
he spent hours fantasying about his dream vacation.
او ساعتها در حال خیالپردازی درباره تعطیلات رویایی خود بود.
she was fantasying about becoming a famous artist.
او در حال خیالپردازی درباره تبدیل شدن به یک هنرمند مشهور بود.
they were fantasying about living in a magical world.
آنها در حال خیالپردازی درباره زندگی در یک دنیای جادویی بودند.
while studying, he found himself fantasying about his future career.
در حالی که درس می خواند، متوجه شد که در حال خیالپردازی درباره شغل آینده خود است.
she often finds herself fantasying about love stories.
او اغلب متوجه می شود که در حال خیالپردازی درباره داستان های عاشقانه است.
he enjoys fantasying about adventures in far-off lands.
او از خیالپردازی درباره ماجراجویی ها در سرزمین های دوردست لذت می برد.
they were fantasying about winning the lottery.
آنها در حال خیالپردازی درباره برنده شدن در لاتاری بودند.
fantasying about a perfect life can sometimes be comforting.
خیالپردازی درباره یک زندگی کامل گاهی اوقات می تواند آرامش بخش باشد.
she caught him fantasying about his childhood.
او متوجه شد که او در حال خیالپردازی درباره دوران کودکی خود است.
he was fantasying about flying to the moon.
او در حال خیالپردازی درباره پرواز به ماه بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید