fard on
فرد روشن
fard up
فرد بالا
fard away
فرد دور
fard off
فرد خاموش
fard well
فرد خوب
fard lightly
فرد به آرامی
fard heavily
فرد به شدت
fard quickly
فرد به سرعت
fard daily
فرد روزانه
fard properly
فرد به درستی
she decided to fard her face before the party.
او تصمیم گرفت قبل از مهمانی صورت خود را کرم کند.
he used to fard daily, but now he prefers a natural look.
او قبلاً هر روز کرم میکرد، اما اکنون ترجیح میدهد ظاهری طبیعی داشته باشد.
it took her an hour to fard properly for the event.
یک ساعت طول کشید تا به درستی برای رویداد کرم کند.
many performers fard elaborately for their shows.
بسیاری از بازیگران به طور مفصل برای اجراهای خود کرم میکنند.
he learned how to fard from his older sister.
او یاد گرفت که چگونه کرم کردن را از خواهر بزرگترش یاد بگیرد.
farding can enhance one's features significantly.
کرم کردن میتواند به طور قابل توجهی ویژگیهای چهره را بهبود بخشد.
she always fards her eyes to make them stand out.
او همیشه چشمهایش را کرم میکند تا بیشتر به چشم بیایند.
before the photoshoot, they had to fard the models.
قبل از عکاسی، آنها باید مدلها را کرم میکردند.
he prefers to fard lightly for a more natural appearance.
او ترجیح میدهد به آرامی کرم کند تا ظاهری طبیعیتر داشته باشد.
farding is an art that requires practice and skill.
کرم کردن یک هنر است که نیاز به تمرین و مهارت دارد.
fard on
فرد روشن
fard up
فرد بالا
fard away
فرد دور
fard off
فرد خاموش
fard well
فرد خوب
fard lightly
فرد به آرامی
fard heavily
فرد به شدت
fard quickly
فرد به سرعت
fard daily
فرد روزانه
fard properly
فرد به درستی
she decided to fard her face before the party.
او تصمیم گرفت قبل از مهمانی صورت خود را کرم کند.
he used to fard daily, but now he prefers a natural look.
او قبلاً هر روز کرم میکرد، اما اکنون ترجیح میدهد ظاهری طبیعی داشته باشد.
it took her an hour to fard properly for the event.
یک ساعت طول کشید تا به درستی برای رویداد کرم کند.
many performers fard elaborately for their shows.
بسیاری از بازیگران به طور مفصل برای اجراهای خود کرم میکنند.
he learned how to fard from his older sister.
او یاد گرفت که چگونه کرم کردن را از خواهر بزرگترش یاد بگیرد.
farding can enhance one's features significantly.
کرم کردن میتواند به طور قابل توجهی ویژگیهای چهره را بهبود بخشد.
she always fards her eyes to make them stand out.
او همیشه چشمهایش را کرم میکند تا بیشتر به چشم بیایند.
before the photoshoot, they had to fard the models.
قبل از عکاسی، آنها باید مدلها را کرم میکردند.
he prefers to fard lightly for a more natural appearance.
او ترجیح میدهد به آرامی کرم کند تا ظاهری طبیعیتر داشته باشد.
farding is an art that requires practice and skill.
کرم کردن یک هنر است که نیاز به تمرین و مهارت دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید