farinaceous

[ایالات متحده]/ˌfær.ɪˈneɪ.ʃəs/
[بریتانیا]/ˌfær.ɪˈneɪ.ʃəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نشا یا آرد ساخته شده؛ پودری؛ حاوی نشا

عبارات و ترکیب‌ها

farinaceous food

غذا با بافت آرد مانند

farinaceous material

مواد با بافت آرد مانند

farinaceous diet

رژیم غذایی با بافت آرد مانند

farinaceous substance

ماده با بافت آرد مانند

farinaceous products

محصولات با بافت آرد مانند

farinaceous grains

غلات با بافت آرد مانند

farinaceous roots

ریشه های با بافت آرد مانند

farinaceous paste

خمیر با بافت آرد مانند

farinaceous dishes

غذاهای با بافت آرد مانند

farinaceous texture

بافت آرد مانند

جملات نمونه

the farinaceous dishes were a hit at the dinner party.

غذاهای نشاسته‌ای در مهمانی شام بسیار محبوب بودند.

she prefers farinaceous foods for breakfast.

او ترجیح می‌دهد صبحانه خود را با غذاهای نشاسته‌ای میل کند.

farinaceous ingredients are essential in many recipes.

مواد نشاسته‌ای در بسیاری از دستورالعمل‌ها ضروری هستند.

the chef specializes in farinaceous cuisine.

سرآشپز در تهیه غذاهای نشاسته‌ای تخصص دارد.

farinaceous products can be filling and nutritious.

محصولات نشاسته‌ای می‌توانند سیرکننده و مغذی باشند.

he enjoys making farinaceous snacks for his kids.

او از درست کردن میان وعده‌های نشاسته‌ای برای بچه‌هایش لذت می‌برد.

many cultures have unique farinaceous dishes.

فرهنگ‌های بسیاری غذاهای نشاسته‌ای منحصربه‌فرد دارند.

farinaceous foods can be easily digested.

غذاهای نشاسته‌ای به راحتی هضم می‌شوند.

she baked a variety of farinaceous goods for the bake sale.

او انواع محصولات نشاسته‌ای را برای فروش شیرینی پخت.

farinaceous meals are often served at festive occasions.

غذاهای نشاسته‌ای اغلب در مناسبت‌های جشن سرو می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید