farrago

[ایالات متحده]/fə'rɑːgəʊ/
[بریتانیا]/fə'rɑɡo/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مخلوط گیج کننده؛ یک مجموعه نامرتب
Word Forms
جمعfarragoes

جملات نمونه

a farrago of conflicting opinions

یک مجموعه نامرتب از نظرات متناقض

a farrago of different flavors

یک مجموعه نامرتب از طعم‌های مختلف

a farrago of random thoughts

یک مجموعه نامرتب از افکار تصادفی

a farrago of mismatched patterns

یک مجموعه نامرتب از الگوهای نامتناسب

a farrago of jumbled emotions

یک مجموعه نامرتب از احساسات درهم و برهم

a farrago of unrelated topics

یک مجموعه نامرتب از موضوعات نامرتبط

a farrago of assorted ingredients

یک مجموعه نامرتب از مواد مختلف

a farrago of contradictory statements

یک مجموعه نامرتب از اظهارات متناقض

a farrago of mixed signals

یک مجموعه نامرتب از نشانه‌های متناقض

a farrago of jumbled memories

یک مجموعه نامرتب از خاطرات درهم و برهم

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید