wearing fascinators
پوشیدن کلاه زنان
lovely fascinators
کلاه زنان زیبا
fascinators galore
تنوع کلاه زنان
buy fascinators
خریدن کلاه زنان
showed fascinators
نشان دادن کلاه زنان
elegant fascinators
کلاه زنان شیک
making fascinators
ساختن کلاه زنان
vintage fascinators
کلاه زنان قدیمی
unique fascinators
کلاه زنان منحصر به فرد
loved fascinators
دوست داشتن کلاه زنان
she wore a stunning fascinator to the wedding.
او یک نمایشنامه چشمگیر به عروسی پوشید.
the milliner designed a beautiful fascinator with feathers.
صندوقدار یک نمایشنامه زیبا با پر طراحی کرد.
fascinators are a popular accessory for special occasions.
نمایشنامه ها یک لوازم جانبی محبوب برای مناسبت های خاص هستند.
she carefully chose a fascinator to match her dress.
او با دقت یک نمایشنامه را متناسب با لباسش انتخاب کرد.
the fascinator added a touch of elegance to her outfit.
نمایشنامه یک لمس از ظرافت به لباس او اضافه کرد.
many women love to collect unique and elaborate fascinators.
بسیاری از زنان دوست دارند نمایشنامه های منحصر به فرد و پیچیده جمع آوری کنند.
the fascinator featured a dramatic, oversized bow.
نمایشنامه دارای یک کمان بزرگ و دراماتیک بود.
she purchased a vintage fascinator at the antique shop.
او یک نمایشنامه قدیمی را در مغازه عتیقه خرید.
the racegoers often sport elegant fascinators.
شرکت کنندگان مسابقه اغلب نمایشنامه های ظریف را به نمایش می گذارند.
a delicate fascinator with sparkling crystals caught my eye.
یک نمایشنامه ظریف با کریستال های درخشان توجه من را جلب کرد.
she created a custom fascinator for the charity gala.
او یک نمایشنامه سفارشی برای شام خیریه ایجاد کرد.
wearing fascinators
پوشیدن کلاه زنان
lovely fascinators
کلاه زنان زیبا
fascinators galore
تنوع کلاه زنان
buy fascinators
خریدن کلاه زنان
showed fascinators
نشان دادن کلاه زنان
elegant fascinators
کلاه زنان شیک
making fascinators
ساختن کلاه زنان
vintage fascinators
کلاه زنان قدیمی
unique fascinators
کلاه زنان منحصر به فرد
loved fascinators
دوست داشتن کلاه زنان
she wore a stunning fascinator to the wedding.
او یک نمایشنامه چشمگیر به عروسی پوشید.
the milliner designed a beautiful fascinator with feathers.
صندوقدار یک نمایشنامه زیبا با پر طراحی کرد.
fascinators are a popular accessory for special occasions.
نمایشنامه ها یک لوازم جانبی محبوب برای مناسبت های خاص هستند.
she carefully chose a fascinator to match her dress.
او با دقت یک نمایشنامه را متناسب با لباسش انتخاب کرد.
the fascinator added a touch of elegance to her outfit.
نمایشنامه یک لمس از ظرافت به لباس او اضافه کرد.
many women love to collect unique and elaborate fascinators.
بسیاری از زنان دوست دارند نمایشنامه های منحصر به فرد و پیچیده جمع آوری کنند.
the fascinator featured a dramatic, oversized bow.
نمایشنامه دارای یک کمان بزرگ و دراماتیک بود.
she purchased a vintage fascinator at the antique shop.
او یک نمایشنامه قدیمی را در مغازه عتیقه خرید.
the racegoers often sport elegant fascinators.
شرکت کنندگان مسابقه اغلب نمایشنامه های ظریف را به نمایش می گذارند.
a delicate fascinator with sparkling crystals caught my eye.
یک نمایشنامه ظریف با کریستال های درخشان توجه من را جلب کرد.
she created a custom fascinator for the charity gala.
او یک نمایشنامه سفارشی برای شام خیریه ایجاد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید