faulting

[ایالات متحده]/'fɔ:ltiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکستگی؛ یک فرآیند زمین‌شناسی که شامل جابه‌جایی سنگ‌ها در امتداد یک گسل است.

عبارات و ترکیب‌ها

active faulting

گسل فعال

faulting process

فرآیند گسل‌زایی

reverse faulting

گسل معکوس

fault diagnosis

تشخیص نقص

fault tree

درخت گسل

fault zone

منطقه گسل

fault detection

تشخیص خطا

fault block

بلوک گسل

in fault

در گسل

fault tree analysis

تجزیه و تحلیل درخت گسل

fault location

مکان خطا

at fault

مقصر

fault tolerance

تحمل خطا

fault current

جریان گسل

active fault

گسل فعال

fault system

سیستم گسل

fault line

خط گسل

system fault

گسل سیستم

common fault

گسل رایج

fault rate

نرخ گسل

network fault

گسل شبکه

earth fault

گسل زمین

ground fault

گسل زمین

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید