favourite

[ایالات متحده]/'feivərit/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به خصوص محبوب یا ترجیح داده شده
n. شخص یا چیزی که به طور خاص محبوب یا ترجیح داده شده است؛ رقیبی که به احتمال زیاد در یک رقابت برنده در نظر گرفته می‌شود.
Word Forms

جملات نمونه

the favourite came in first.

محبوب اول شد.

their favourite Italian restaurant.

رستوران ایتالیایی مورد علاقه آنها.

a favourite theme for poetry

یک مضمون مورد علاقه برای شعر.

The favourite came in second.

محبوب دوم شد.

a spritz of your favourite perfume.

اسپری از عطر مورد علاقه شما.

Football is their favourite topic of conversation.

فوتبال موضوع مورد علاقه آنها برای صحبت کردن است.

Black is not my favourite colour.

سیاه رنگ مورد علاقه من نیست.

This is one of my favourite haunts.

این یکی از مکان های مورد علاقه من است.

Peony is one of my favourite flowers.

نسرین یکی از گل های مورد علاقه من است.

a glass of your favourite fizz.

یک لیوان از نوشیدنی گازدار مورد علاقه شما.

a favourite haunt of artists of the time.

محل مورد علاقه هنرمندان آن زمان.

a favourite game of theirs .

یک بازی مورد علاقه آنها.

David's a great favourite with his teacher.

دیوید از نظر معلمش بسیار محبوب است.

History is my favourite subject at school.

تاریخ مورد علاقه من در مدرسه است.

Golf is my father's favourite diversion.

گلف سرگرمی مورد علاقه پدر من است.

Gym is his favourite sport.

باشگاه ورزشی ورزش مورد علاقه او است.

The park is one of his favourite resorts.

پارک یکی از مکان های مورد علاقه او است.

Summer is my favourite season.

تابستان فصل مورد علاقه من است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید