favouritism

[ایالات متحده]/'feivəritizəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جانبداری؛ تعصب.
Word Forms

جملات نمونه

an obvious case of favouritism

یک مورد آشکار از جانب‌داری

He strongly attacked corruption and favouritism in the government.

او به شدت به فساد و تبذیر در دولت حمله کرد.

the horse shares favouritism with her French-trained rival at 6-1.

اسب با رقیب فرانسوی خود در شانس‌بازی با نرخ 6-1 به اشتراک گذاشته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید