| جمع | favouritisms |
an obvious case of favouritism
یک مورد آشکار از جانبداری
He strongly attacked corruption and favouritism in the government.
او به شدت به فساد و تبذیر در دولت حمله کرد.
the horse shares favouritism with her French-trained rival at 6-1.
اسب با رقیب فرانسوی خود در شانسبازی با نرخ 6-1 به اشتراک گذاشته است.
an obvious case of favouritism
یک مورد آشکار از جانبداری
He strongly attacked corruption and favouritism in the government.
او به شدت به فساد و تبذیر در دولت حمله کرد.
the horse shares favouritism with her French-trained rival at 6-1.
اسب با رقیب فرانسوی خود در شانسبازی با نرخ 6-1 به اشتراک گذاشته است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید