fawningly

[ایالات متحده]/ˈfɔːnɪŋli/
[بریتانیا]/ˈfɔːnɪŋli/

ترجمه

adv. به طرز چاپلوسانه یا جلب توجه کننده

عبارات و ترکیب‌ها

fawningly flattering

تملق‌آمیز چاپ‌زده

fawningly attentive

حواس‌پرتی بیش از حد

fawningly submissive

بسیار مطیع

fawningly eager

بسیار مشتاق

fawningly ingratiating

بسیار چاپ‌کننده

fawningly obedient

بسیار مطیع

fawningly praising

بسیار تحسین‌آمیز

fawningly compliant

بسیار مطیع

fawningly respectful

بسیار محترمانه

fawningly devoted

بسیار فداکار

جملات نمونه

she smiled fawningly at her boss during the meeting.

او با تعارف دروغین در طول جلسه در حال خنده به سمت رئیس خود بود.

the dog looked up at its owner fawningly.

سگ با تعارف دروغین به صاحب خود نگاه کرد.

he spoke fawningly to the influential politician.

او با تعارف دروغین با سیاستمدار تاثیرگذار صحبت کرد.

they fawningly praised the celebrity at the event.

آنها با تعارف دروغین در طول رویداد از شهرت بازیگر تحسین کردند.

she fawningly offered compliments to her teacher.

او با تعارف دروغین به معلم خود تعارف کرد.

the assistant fawningly agreed with every suggestion.

دستیار با تعارف دروغین با هر پیشنهادی موافقت کرد.

he fawningly catered to the whims of his wealthy friends.

او با تعارف دروغین به هوس های دوستان ثروتمند خود رسیدگی کرد.

she fawningly tried to impress the new manager.

او با تعارف دروغین سعی کرد مدیر جدید را تحت تاثیر قرار دهد.

they laughed fawningly at his jokes, hoping to gain favor.

آنها با تعارف دروغین به شوخی های او خندیدند، امیدوار بودند که لطف او را به دست آورند.

he fawningly offered to help her with the project.

او با تعارف دروغین پیشنهاد کمک به او در پروژه را داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید