flatteringly

[ایالات متحده]/ˈflæt.ər.ɪŋ.li/
[بریتانیا]/ˈflæt.ɚ.ɪŋ.li/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به‌طرزی که به‌طور مفرط ستایش کند

عبارات و ترکیب‌ها

flatteringly honest

به طرز اغراق‌آمیزی صادقانه

flatteringly beautiful

به طرز اغراق‌آمیزی زیبا

flatteringly kind

به طرز اغراق‌آمیزی مهربان

flatteringly smart

به طرز اغراق‌آمیزی باهوش

flatteringly talented

به طرز اغراق‌آمیزی با استعداد

flatteringly witty

به طرز اغراق‌آمیزی بامزه

flatteringly charming

به طرز اغراق‌آمیزی جذاب

flatteringly fit

به طرز اغراق‌آمیزی تناسب اندام

flatteringly rich

به طرز اغراق‌آمیزی ثروتمند

flatteringly stylish

به طرز اغراق‌آمیزی شیک

جملات نمونه

she spoke flatteringly about his achievements.

او با اغراق در مورد دستاوردهای او صحبت کرد.

the review was written in a flatteringly positive tone.

نقد و بررسی با لحنی مثبت و اغراق‌آمیز نوشته شده بود.

he always dresses in a flatteringly stylish manner.

او همیشه با ظاهری شیک و اغراق‌آمیز لباس می‌پوشد.

her comments were flatteringly directed at the team.

نظرات او به طور اغراق‌آمیزی به سمت تیم هدایت شد.

they flatteringly referred to him as a genius.

آنها به طور اغراق‌آمیز او را به عنوان نابغه معرفی کردند.

she was flatteringly complimented on her performance.

عملکرد او به طور اغراق‌آمیزی مورد تحسین قرار گرفت.

his artwork was flatteringly praised by critics.

آثار هنری او به طور اغراق‌آمیزی توسط منتقدان مورد تحسین قرار گرفت.

she was flatteringly acknowledged for her contributions.

سهم او به طور اغراق‌آمیزی مورد تأیید قرار گرفت.

he received a flatteringly generous offer from the company.

او یک پیشنهاد سخاوتمندانه و اغراق‌آمیز از شرکت دریافت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید