faxed document
سند فکس شده
faxed copy
نسخه فکس شده
faxed report
گزارش فکس شده
faxed invoice
صورتحساب فکس شده
faxed application
درخواست فکس شده
faxed confirmation
تاییدیه فکس شده
faxed order
سفارش فکس شده
faxed agreement
توافقنامه فکس شده
faxed letter
نامه فکس شده
faxed notice
اطلاعرسانی فکس شده
the documents were faxed to the office yesterday.
اسناد دیروز به دفتر ارسال فکس شد.
she faxed the report to her supervisor for approval.
او گزارش را برای تایید به سرپرست خود ارسال کرد.
we faxed the contract to finalize the agreement.
ما قرارداد را برای نهایی کردن توافقنامه ارسال کردیم.
he faxed the application form before the deadline.
او فرم درخواست را قبل از مهلت مقرر ارسال کرد.
the bank faxed the statement to the client promptly.
بانک به سرعت صورتحساب را برای مشتری ارسال کرد.
they faxed the schedule changes to all employees.
آنها تغییرات برنامه را برای همه کارمندان ارسال کردند.
we need to have the documents faxed by noon.
ما باید تا ظهر اسناد را ارسال کنیم.
she faxed the payment confirmation to the supplier.
او تایید پرداخت را برای تامین کننده ارسال کرد.
the team faxed their research findings to the committee.
گروه یافته های تحقیقاتی خود را برای کمیته ارسال کرد.
he forgot to fax the invoice to the client.
او فراموش کرد فاکتور را برای مشتری ارسال کند.
faxed document
سند فکس شده
faxed copy
نسخه فکس شده
faxed report
گزارش فکس شده
faxed invoice
صورتحساب فکس شده
faxed application
درخواست فکس شده
faxed confirmation
تاییدیه فکس شده
faxed order
سفارش فکس شده
faxed agreement
توافقنامه فکس شده
faxed letter
نامه فکس شده
faxed notice
اطلاعرسانی فکس شده
the documents were faxed to the office yesterday.
اسناد دیروز به دفتر ارسال فکس شد.
she faxed the report to her supervisor for approval.
او گزارش را برای تایید به سرپرست خود ارسال کرد.
we faxed the contract to finalize the agreement.
ما قرارداد را برای نهایی کردن توافقنامه ارسال کردیم.
he faxed the application form before the deadline.
او فرم درخواست را قبل از مهلت مقرر ارسال کرد.
the bank faxed the statement to the client promptly.
بانک به سرعت صورتحساب را برای مشتری ارسال کرد.
they faxed the schedule changes to all employees.
آنها تغییرات برنامه را برای همه کارمندان ارسال کردند.
we need to have the documents faxed by noon.
ما باید تا ظهر اسناد را ارسال کنیم.
she faxed the payment confirmation to the supplier.
او تایید پرداخت را برای تامین کننده ارسال کرد.
the team faxed their research findings to the committee.
گروه یافته های تحقیقاتی خود را برای کمیته ارسال کرد.
he forgot to fax the invoice to the client.
او فراموش کرد فاکتور را برای مشتری ارسال کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید