fearmonger

[ایالات متحده]/ˈfɪəˌmɒŋɡə/
[بریتانیا]/ˈfɪrˌmɔŋɡər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که ترس یا وحشت را گسترش می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

fearmonger tactics

تاکتیک های ایجاد ترس

fearmonger rhetoric

زبان ایجاد ترس

fearmonger agenda

برنامه ایجاد ترس

fearmonger strategies

استراتژی های ایجاد ترس

fearmonger influence

تاثیرگذاری ایجاد ترس

fearmonger claims

ادعاهای ایجاد ترس

fearmonger narrative

داستان سرایی ایجاد ترس

fearmonger culture

فرهنگ ایجاد ترس

جملات نمونه

fearmongers often exaggerate threats to manipulate public opinion.

افراد ترویج‌کننده ترس اغلب تهدیدها را اغراق می‌کنند تا نظر افکار عمومی را دستکاری کنند.

it's important to recognize a fearmonger when you see one.

تشخیص یک ترویج‌کننده ترس زمانی که یکی را می‌بینید مهم است.

the media should avoid being a fearmonger during crises.

رسانه‌ها باید در زمان بحران از ترویج ترس خودداری کنند.

politicians sometimes act as fearmongers to gain votes.

گاهی اوقات سیاستمداران برای کسب رای به عنوان ترویج‌کننده ترس عمل می‌کنند.

fearmongers thrive on uncertainty and anxiety.

افراد ترویج‌کننده ترس در عدم قطعیت و اضطراب رونق می‌یابند.

don't let fearmongers dictate your choices.

به ترویج‌کنندگان ترس اجازه ندهید انتخاب‌های شما را تعیین کنند.

social media can amplify the voice of a fearmonger.

شبکه‌های اجتماعی می‌توانند صدای یک ترویج‌کننده ترس را تقویت کنند.

we must challenge the narratives of fearmongers.

ما باید روایت‌های ترویج‌کنندگان ترس را به چالش بکشیم.

fearmongers often target vulnerable populations.

افراد ترویج‌کننده ترس اغلب گروه‌های آسیب‌پذیر را هدف قرار می‌دهند.

it's easy to fall for a fearmonger's tactics.

آفتادن در دام تاکتیک‌های یک ترویج‌کننده ترس آسان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید