a panic-maker
یک ایجادکننده وحشت
was a panic-maker
او یک ایجادکننده وحشت بود
panic-makers thrive
ایجادکنندگان وحشت رونق مییابند
self-proclaimed panic-maker
ایجادکننده وحشت خودخوانده
panic-maker's role
نقش ایجادکننده وحشت
professional panic-maker
ایجادکننده وحشت حرفهای
the politician was labeled a panic-maker after downplaying the crisis.
سیاستمدت پس از کماهمیت جلوه دادن بحران، بهعنوان ایجادکننده وحشت برچسب خورد.
he's a notorious panic-maker, always exaggerating potential problems.
او یک ایجادکننده وحشت مشهور است، همیشه مشکلات احتمالی را اغراق میکند.
don't listen to the panic-maker spreading misinformation online.
به حرف ایجادکننده وحشت که اطلاعات نادرست در اینترنت منتشر میکند، گوش ندهید.
the media can sometimes act as a panic-maker, amplifying minor events.
رسانهها گاهی اوقات میتوانند مانند یک ایجادکننده وحشت عمل کنند و رویدادهای جزئی را بزرگنمایی کنند.
she accused him of being a panic-maker trying to influence the stock market.
او او را به ایجادکننده وحشت متهم کرد که سعی دارد بازار سهام را تحت تأثیر قرار دهد.
the company's pr team worked hard to counter the panic-maker's claims.
تیم روابط عمومی شرکت سخت تلاش کرد تا ادعاهای ایجادکننده وحشت را خنثی کند.
he denied being a panic-maker, insisting he was simply stating facts.
او انکار کرد که ایجادکننده وحشت است و اصرار داشت که فقط حقایق را بیان میکند.
the self-proclaimed 'expert' turned out to be a classic panic-maker.
آن "متخصص" خودخوانده در نهایت یک ایجادکننده وحشت کلاسیک بود.
the government warned against listening to any irresponsible panic-maker.
دولت هشدار داد که به حرف هر ایجادکننده وحشت بیمسئول گوش ندهید.
social media algorithms can inadvertently amplify a panic-maker's message.
الگوریتمهای رسانههای اجتماعی میتوانند ناخواسته پیام یک ایجادکننده وحشت را تقویت کنند.
it's important to distinguish between a genuine warning and a panic-maker's scaremongering.
مهم است که بین یک هشدار واقعی و ترسافروزی یک ایجادکننده وحشت تمایز قائل شوید.
a panic-maker
یک ایجادکننده وحشت
was a panic-maker
او یک ایجادکننده وحشت بود
panic-makers thrive
ایجادکنندگان وحشت رونق مییابند
self-proclaimed panic-maker
ایجادکننده وحشت خودخوانده
panic-maker's role
نقش ایجادکننده وحشت
professional panic-maker
ایجادکننده وحشت حرفهای
the politician was labeled a panic-maker after downplaying the crisis.
سیاستمدت پس از کماهمیت جلوه دادن بحران، بهعنوان ایجادکننده وحشت برچسب خورد.
he's a notorious panic-maker, always exaggerating potential problems.
او یک ایجادکننده وحشت مشهور است، همیشه مشکلات احتمالی را اغراق میکند.
don't listen to the panic-maker spreading misinformation online.
به حرف ایجادکننده وحشت که اطلاعات نادرست در اینترنت منتشر میکند، گوش ندهید.
the media can sometimes act as a panic-maker, amplifying minor events.
رسانهها گاهی اوقات میتوانند مانند یک ایجادکننده وحشت عمل کنند و رویدادهای جزئی را بزرگنمایی کنند.
she accused him of being a panic-maker trying to influence the stock market.
او او را به ایجادکننده وحشت متهم کرد که سعی دارد بازار سهام را تحت تأثیر قرار دهد.
the company's pr team worked hard to counter the panic-maker's claims.
تیم روابط عمومی شرکت سخت تلاش کرد تا ادعاهای ایجادکننده وحشت را خنثی کند.
he denied being a panic-maker, insisting he was simply stating facts.
او انکار کرد که ایجادکننده وحشت است و اصرار داشت که فقط حقایق را بیان میکند.
the self-proclaimed 'expert' turned out to be a classic panic-maker.
آن "متخصص" خودخوانده در نهایت یک ایجادکننده وحشت کلاسیک بود.
the government warned against listening to any irresponsible panic-maker.
دولت هشدار داد که به حرف هر ایجادکننده وحشت بیمسئول گوش ندهید.
social media algorithms can inadvertently amplify a panic-maker's message.
الگوریتمهای رسانههای اجتماعی میتوانند ناخواسته پیام یک ایجادکننده وحشت را تقویت کنند.
it's important to distinguish between a genuine warning and a panic-maker's scaremongering.
مهم است که بین یک هشدار واقعی و ترسافروزی یک ایجادکننده وحشت تمایز قائل شوید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید