federates

[ایالات متحده]/ˈfɛdəreɪts/
[بریتانیا]/ˈfɛdərˌeɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (به) تشکیل یک فدراسیون

عبارات و ترکیب‌ها

federates together

همراه با یکدیگر فدره می شوند

federates unite

فدرات ها متحد می شوند

federates collaborate

فدرات ها با یکدیگر همکاری می کنند

federates form

فدرات ها تشکیل می دهند

federates connect

فدرات ها متصل می شوند

federates join

فدرات ها به هم می پیوندند

federates support

فدرات ها از یکدیگر حمایت می کنند

federates cooperate

فدرات ها با یکدیگر همکاری می کنند

federates operate

فدرات ها عمل می کنند

federates interact

فدرات ها با یکدیگر تعامل دارند

جملات نمونه

the federates worked together to achieve a common goal.

فدراسیون‌ها برای دستیابی به یک هدف مشترک با یکدیگر همکاری کردند.

many federates contributed to the successful project.

بسیاری از فدراسیون‌ها در پروژه موفق مشارکت کردند.

the federates formed a strong alliance.

فدراسیون‌ها یک اتحاد قوی تشکیل دادند.

each federate has its own unique culture.

هر فدراسیون فرهنگ منحصر به فرد خود را دارد.

the federates decided to hold a joint meeting.

فدراسیون‌ها تصمیم گرفتند یک جلسه مشترک برگزار کنند.

federates often share resources to maximize efficiency.

فدراسیون‌ها اغلب منابع را به اشتراک می‌گذارند تا کارایی را به حداکثر برسانند.

the federates have a mutual understanding of their responsibilities.

فدراسیون‌ها درک متقابلی از مسئولیت‌های خود دارند.

in times of crisis, federates support each other.

در زمان بحران، فدراسیون‌ها از یکدیگر حمایت می‌کنند.

federates are essential for maintaining peace in the region.

فدراسیون‌ها برای حفظ صلح در منطقه ضروری هستند.

the federates celebrated their successful collaboration.

فدراسیون‌ها موفقیت خود را جشن گرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید