after thorough investigation, they discovered he was a feigner of injury seeking disability benefits.
پس از بررسی جامع، متوجه شدند که او یک فریبکاری بود که از آسیب رساندن به خود برای دریافت مزیدت نقص توانایی استفاده میکرد.
the military identified several feigners among the soldiers claiming chronic back pain.
نیروی نظامی چند نفر از فریبکاران را در میان سربازانی که از درد پشت مزمن میگفتند شناسایی کرد.
she proved to be a clever feigner who deceived her employer for over a year.
او ثابت کرد که یک فریبکار باهوش است که کارفرمایش را برای بیش از یک سال فریب داد.
the insurance company hired specialists to detect feigners of disability claims.
شرکت بیمه متخصصانی را استخدام کرد تا فریبکاران درخواست نقص توانایی را شناسایی کنند.
his colleagues eventually exposed him as a feigner of dedication to the company.
همکاران او در نهایت او را به عنوان یک فریبکاری از وفاداری به شرکت آشکار کردند.
a professional feigner can be difficult to identify without medical expertise.
یک فریبکار حرفهای بدون دانش پزشکی ممکن است دشوار باشد تا شناسایی شود.
the teacher recognized the student as a feigner of understanding during lectures.
معلم دانشآموز را در حین درسها به عنوان یک فریبکاری از درک شناسایی کرد.
the feigner of exhaustion finally confessed after three days of interrogation.
فریبکاری خستگی پس از سه روز بازجویی در نهایت اعتراف کرد.
surveillance cameras caught the feigner of illness playing sports at the park.
دوربینهای نظارتی فریبکاری بیماری را در حال بازی در ورزش در پارک ضبط کرد.
the feigner of loyalty was exposed when he secretly applied for jobs elsewhere.
فریبکاری وفاداری وقتی آشکار شد که به طور مخفی در کارهای دیگر درخواست کرد.
doctors have developed tests to identify feigners of chronic pain effectively.
پزشکان آزمایشهایی را توسعه دادهاند تا فریبکاران درد مزمن را به طور مؤثر شناسایی کنند.
the feigner of humility received the award with a fake modest expression.
فریبکاری خشکدلی با یک عبارت خجالتآمیز مصنوعی جایزه را دریافت کرد.
after thorough investigation, they discovered he was a feigner of injury seeking disability benefits.
پس از بررسی جامع، متوجه شدند که او یک فریبکاری بود که از آسیب رساندن به خود برای دریافت مزیدت نقص توانایی استفاده میکرد.
the military identified several feigners among the soldiers claiming chronic back pain.
نیروی نظامی چند نفر از فریبکاران را در میان سربازانی که از درد پشت مزمن میگفتند شناسایی کرد.
she proved to be a clever feigner who deceived her employer for over a year.
او ثابت کرد که یک فریبکار باهوش است که کارفرمایش را برای بیش از یک سال فریب داد.
the insurance company hired specialists to detect feigners of disability claims.
شرکت بیمه متخصصانی را استخدام کرد تا فریبکاران درخواست نقص توانایی را شناسایی کنند.
his colleagues eventually exposed him as a feigner of dedication to the company.
همکاران او در نهایت او را به عنوان یک فریبکاری از وفاداری به شرکت آشکار کردند.
a professional feigner can be difficult to identify without medical expertise.
یک فریبکار حرفهای بدون دانش پزشکی ممکن است دشوار باشد تا شناسایی شود.
the teacher recognized the student as a feigner of understanding during lectures.
معلم دانشآموز را در حین درسها به عنوان یک فریبکاری از درک شناسایی کرد.
the feigner of exhaustion finally confessed after three days of interrogation.
فریبکاری خستگی پس از سه روز بازجویی در نهایت اعتراف کرد.
surveillance cameras caught the feigner of illness playing sports at the park.
دوربینهای نظارتی فریبکاری بیماری را در حال بازی در ورزش در پارک ضبط کرد.
the feigner of loyalty was exposed when he secretly applied for jobs elsewhere.
فریبکاری وفاداری وقتی آشکار شد که به طور مخفی در کارهای دیگر درخواست کرد.
doctors have developed tests to identify feigners of chronic pain effectively.
پزشکان آزمایشهایی را توسعه دادهاند تا فریبکاران درد مزمن را به طور مؤثر شناسایی کنند.
the feigner of humility received the award with a fake modest expression.
فریبکاری خشکدلی با یک عبارت خجالتآمیز مصنوعی جایزه را دریافت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید