felling

[ایالات متحده]/'feliŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک درز دوگانه؛ قطع درختان
v. باعث افتادن با بریدن؛ قطع کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

fell in

وارد شد

fell into

وارد شد در

fell on

بر روی افتاد

fell down

افتاد پایین

fell asleep

به خواب رفت

fell off

افتاد

fell out

آشفت

fell ill

بیمار شد

fell over

افتاد به جلو

fell for

متحمل شد

fell back

پسروی کرد

fell short of

رسیدن به آن نرسید

fell through

اجرا نشد

fell flat

بی‌اثر شد

fell under

در معرض قرار گرفت

fell in with

همراهی کرد با

fell back on

تکیه کرد به

جملات نمونه

The lumberjack is felling trees in the forest.

چوب‌بَر در حال قطع درختان در جنگل است.

He is felling the old tree in the backyard.

او در حال قطع درخت قدیمی در حیاط پشتی است.

The storm caused many trees to be felled.

طوفان باعث شد بسیاری از درختان قطع شوند.

They are felling timber to build a new house.

آنها در حال قطع چوب برای ساخت یک خانه جدید هستند.

Felling trees without permission is illegal.

قطع درختان بدون اجازه غیرقانونی است.

The company specializes in felling and processing timber.

این شرکت در قطع و فرآوری چوب تخصص دارد.

The sound of felling trees echoed through the forest.

صدای قطع درختان در جنگل طنین‌انداز بود.

He injured his leg while felling a tree.

او در حالی که در حال قطع درخت بود، به پای خود آسیب رساند.

Felling trees for commercial purposes is causing deforestation.

قطع درختان برای اهداف تجاری باعث بیابان‌زایی در حال افزایش است.

The government has imposed restrictions on tree felling in the area.

دولت محدودیت‌هایی را در مورد قطع درختان در این منطقه اعمال کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید