fell in
وارد شد
fell into
وارد شد در
fell on
بر روی افتاد
fell down
افتاد پایین
fell asleep
به خواب رفت
fell off
افتاد
fell out
آشفت
fell ill
بیمار شد
fell over
افتاد به جلو
fell for
متحمل شد
fell back
پسروی کرد
fell short of
رسیدن به آن نرسید
fell through
اجرا نشد
fell flat
بیاثر شد
fell under
در معرض قرار گرفت
fell in with
همراهی کرد با
fell back on
تکیه کرد به
The lumberjack is felling trees in the forest.
چوببَر در حال قطع درختان در جنگل است.
He is felling the old tree in the backyard.
او در حال قطع درخت قدیمی در حیاط پشتی است.
The storm caused many trees to be felled.
طوفان باعث شد بسیاری از درختان قطع شوند.
They are felling timber to build a new house.
آنها در حال قطع چوب برای ساخت یک خانه جدید هستند.
Felling trees without permission is illegal.
قطع درختان بدون اجازه غیرقانونی است.
The company specializes in felling and processing timber.
این شرکت در قطع و فرآوری چوب تخصص دارد.
The sound of felling trees echoed through the forest.
صدای قطع درختان در جنگل طنینانداز بود.
He injured his leg while felling a tree.
او در حالی که در حال قطع درخت بود، به پای خود آسیب رساند.
Felling trees for commercial purposes is causing deforestation.
قطع درختان برای اهداف تجاری باعث بیابانزایی در حال افزایش است.
The government has imposed restrictions on tree felling in the area.
دولت محدودیتهایی را در مورد قطع درختان در این منطقه اعمال کرده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید