fends

[ایالات متحده]/fɛndz/
[بریتانیا]/fɛndz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور مستقل زندگی کردن; از خود مراقبت کردن; دور نگه داشتن; اجتناب کردن

عبارات و ترکیب‌ها

fends off

دفع می‌کند

fends for

رسیدگی می‌کند

fends away

دور می‌کند

fends against

مقابله با

fends off attacks

از حملات دفاع می‌کند

fends off danger

از خطر دور می‌کند

fends off threats

از تهدیدها دور می‌کند

fends for self

برای خود رسیدگی می‌کند

fends off challenges

چالش‌ها را دور می‌کند

fends off predators

از شکارچیان دور می‌کند

جملات نمونه

the soldier fends off attacks with great skill.

سرباز با مهارت زیاد حملات را دفع می‌کند.

she fends for herself after moving to the city.

او پس از نقل مکان به شهر، خود را اداره می‌کند.

the dog fends off intruders from the yard.

سگ متجاوزان را از حیاط دور می‌کند.

he fends off criticism with a confident smile.

او با لبخند با اعتماد به نفس انتقادها را دفع می‌کند.

the athlete fends off competitors during the race.

ورزشکار در طول مسابقه رقبای خود را دفع می‌کند.

she fends off negative thoughts by staying positive.

او با مثبت ماندن، افکار منفی را دفع می‌کند.

the mother fends for her children in difficult times.

مادر در زمان‌های سخت از فرزندانش مراقبت می‌کند.

he fends off distractions while studying.

او در حالی که درس می‌خواند، حواس‌پرتی‌ها را دفع می‌کند.

they fends off the cold with warm clothing.

آنها با لباس گرم خود در برابر سرما مقاومت می‌کنند.

the hero fends off danger to save the village.

قهرمان برای نجات روستا با خطر مقابله می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید