fentanyl

[ایالات متحده]/ˈfɛntənɪl/
[بریتانیا]/ˈfɛntənəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک اپیوئید سنتتیک قوی که به عنوان مسکن استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

fentanyl overdose

واژه‌ی بیش‌دوز فنتانیل

fentanyl patch

ضماد فنتانیل

fentanyl addiction

اعتیاد به فنتانیل

fentanyl crisis

بحران فنتانیل

fentanyl test

تست فنتانیل

fentanyl exposure

قرار گرفتن در معرض فنتانیل

fentanyl withdrawal

قطع مصرف فنتانیل

fentanyl prescription

تجویز فنتانیل

fentanyl analogs

مشتقات فنتانیل

fentanyl misuse

سوء استفاده از فنتانیل

جملات نمونه

fentanyl is often prescribed for severe pain management.

فتانتيل اغلب برای مدیریت درد شدید تجویز می شود.

the misuse of fentanyl has led to a public health crisis.

سوء استفاده از فنتانیل منجر به بحران سلامت عمومی شده است.

doctors need to be cautious when prescribing fentanyl.

پزشکان باید هنگام تجویز فنتانیل محتاط باشند.

fentanyl can be highly addictive if not used properly.

اگر به درستی استفاده نشود، فنتانیل می تواند بسیار اعتیاد آور باشد.

there has been an increase in fentanyl overdoses in recent years.

در سال های اخیر افزایش موارد مسمومیت با فنتانیل وجود داشته است.

fentanyl patches are a common method for delivering the drug.

چسب های فنتانیل یک روش رایج برای رساندن دارو هستند.

it is important to store fentanyl securely to prevent misuse.

برای جلوگیری از سوء استفاده، مهم است که فنتانیل را به طور ایمن نگهداری کنید.

law enforcement is cracking down on illegal fentanyl trafficking.

نیروی انتظامی در حال سرکوب قاچاق غیرقانونی فنتانیل است.

fentanyl can be lethal in very small doses.

فنتانیل می تواند در دوزهای بسیار کم کشنده باشد.

patients should be educated about the risks of fentanyl.

بیماران باید در مورد خطرات فنتانیل آموزش داده شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید