fergy

[ایالات متحده]/ˈfɜːgi/
[بریتانیا]/ˈfɜːrgi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انرژی نور (terminology شبکه)
شکل‌های واژه
جمعfergies

عبارات و ترکیب‌ها

fergy's coming

فِرگی آماده است

don't be fergy

فِرگی نشو

where's fergy

فِرگی کجا است

fergy knows best

فِرگی بهترین را می‌داند

ask fergy

به فِرگی پرسید

fergy left already

فِرگی قبلاً رفته است

fergy and friends

فِرگی و دوستان

thanks fergy

ممنون فِرگی

poor fergy

فِرگی فقیر

fergy's back

فِرگی بازمی‌گردد

جملات نمونه

fergy arrived early at the meeting room

فرگی زودتر از اتاق جلسه حاضر شد

everyone admires fergy's dedication to work

همه به صداقت فرجی در کار اعجاب دارند

fergy always brings homemade cookies to potlucks

فرگی همیشه کوکی‌های خانگی را به جشن‌های غذایی می‌آورد

the team followed fergy's innovative strategy

تیم به استراتژی نوآور فرجی پیوست

fergy has a unique talent for solving puzzles

فرگی مهارت منحصر به فردی برای حل پازل دارد

we celebrated fergy's promotion last friday

ما فرجی را به دلیل ارتقاش در پنجشنبه گذشته جشن گرفتیم

fergy prefers working with natural light

فرگی بیشتر با نور طبیعی کار می‌کند

the children adore fergy's funny stories

کودکان دوست دارند داستان‌های مirth فرجی را بشنوند

fergy maintains a clean and organized workspace

فرگی فضای کاری خود را تمیز و منظم نگه می‌دارد

our neighbor fergy lends tools to everyone

همسایه ما فرجی ابزار را به همه می‌دهد

fergy demonstrates exceptional patience with beginners

فرگی صبر فوق‌العاده‌ای با مبتدیان نشان می‌دهد

the garden thrives under fergy's careful maintenance

باغ در زیر نگهداری دقت فرجی به خوبی رشد می‌کند

fergy writes weekly articles for the local newspaper

فرگی مقالات هفتگی را برای روزنامه محلی می‌نویسد

clients appreciate fergy's responsive communication

مشتریان ارتباط پاسخگو فرجی را قدر دانسته‌اند

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید