brewed coffee
قهوه دم کشیده
brewed tea
چای دم کشیده
brewed beer
بیره دم کشیده
brewed story
داستان دم کشیده
brewed plan
برنامه دم کشیده
brewed tension
تشدید تنش
brewed anger
خشمگین
brewed storm
طوفان
brewed rumors
شایعات
she brewed a fresh pot of coffee this morning.
او امروز یک فنجان قهوه تازه دم کرد.
he brewed his own beer at home.
او آبجو خودش را در خانه دم کرد.
the tea was brewed to perfection.
چای به طور کامل دم شده بود.
they brewed a special blend for the festival.
آنها یک ترکیب ویژه برای جشنواره دم کردند.
she brewed herbal tea to help with her cold.
او چای گیاهی دم کرد تا به سرماخوردگیاش کمک کند.
he brewed a strong espresso for his guests.
او یک اسپرسوی قوی برای مهمانانش دم کرد.
they brewed a large batch of cider for the party.
آنها یک دسته بزرگ سدر برای مهمانی دم کردند.
the coffee shop brewed several types of coffee.
کافه چندین نوع قهوه دم کرد.
she brewed a delightful chai for her friends.
او یک چای خوشمزه برای دوستانش دم کرد.
he brewed a unique blend of spices for the dish.
او یک ترکیب منحصر به فرد از ادویهجات برای غذا دم کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید