ferryboats service
خدمات کشتیهای مسافربری
ferryboats schedule
برنامه کشتیهای مسافربری
ferryboats ride
سوار شدن به کشتی مسافربری
ferryboats route
مسیر کشتیهای مسافربری
ferryboats terminal
ترمینال کشتیهای مسافربری
ferryboats crossing
عبور با کشتی مسافربری
ferryboats dock
اسکله کشتیهای مسافربری
ferryboats ticket
بلیط کشتی مسافربری
ferryboats capacity
ظرفیت کشتیهای مسافربری
ferryboats fleet
ناوگان کشتیهای مسافربری
ferryboats transport passengers across the river.
کشتیهای تفریحی مسافران را در سراسر رودخانه منتقل میکنند.
many tourists enjoy riding on ferryboats during their vacation.
بسیاری از گردشگران از سوار شدن به کشتیهای تفریحی در طول تعطیلات خود لذت میبرند.
ferryboats are an essential part of the local transportation system.
کشتیهای تفریحی بخش ضروری سیستم حمل و نقل محلی هستند.
we waited for the ferryboats to arrive at the dock.
ما منتظر رسیدن کشتیهای تفریحی به اسکله ماندیم.
ferryboats can be a scenic way to explore the coastline.
کشتیهای تفریحی میتوانند راهی زیبا برای کاوش در خط ساحلی باشند.
some ferryboats offer food and drinks for passengers.
برخی از کشتیهای تفریحی غذا و نوشیدنی برای مسافران ارائه میدهند.
ferryboats operate on a regular schedule throughout the day.
کشتیهای تفریحی در طول روز بر اساس یک برنامه منظم کار میکنند.
during rush hour, ferryboats can be quite crowded.
در ساعات شلوغی، کشتیهای تفریحی میتوانند بسیار شلوغ باشند.
ferryboats are often used to connect islands to the mainland.
کشتیهای تفریحی اغلب برای اتصال جزایر به سرزمین اصلی استفاده میشوند.
we took the ferryboats to reach the festival on the other side.
ما با استفاده از کشتیهای تفریحی به جشنواره در آن طرف رفتیم.
ferryboats service
خدمات کشتیهای مسافربری
ferryboats schedule
برنامه کشتیهای مسافربری
ferryboats ride
سوار شدن به کشتی مسافربری
ferryboats route
مسیر کشتیهای مسافربری
ferryboats terminal
ترمینال کشتیهای مسافربری
ferryboats crossing
عبور با کشتی مسافربری
ferryboats dock
اسکله کشتیهای مسافربری
ferryboats ticket
بلیط کشتی مسافربری
ferryboats capacity
ظرفیت کشتیهای مسافربری
ferryboats fleet
ناوگان کشتیهای مسافربری
ferryboats transport passengers across the river.
کشتیهای تفریحی مسافران را در سراسر رودخانه منتقل میکنند.
many tourists enjoy riding on ferryboats during their vacation.
بسیاری از گردشگران از سوار شدن به کشتیهای تفریحی در طول تعطیلات خود لذت میبرند.
ferryboats are an essential part of the local transportation system.
کشتیهای تفریحی بخش ضروری سیستم حمل و نقل محلی هستند.
we waited for the ferryboats to arrive at the dock.
ما منتظر رسیدن کشتیهای تفریحی به اسکله ماندیم.
ferryboats can be a scenic way to explore the coastline.
کشتیهای تفریحی میتوانند راهی زیبا برای کاوش در خط ساحلی باشند.
some ferryboats offer food and drinks for passengers.
برخی از کشتیهای تفریحی غذا و نوشیدنی برای مسافران ارائه میدهند.
ferryboats operate on a regular schedule throughout the day.
کشتیهای تفریحی در طول روز بر اساس یک برنامه منظم کار میکنند.
during rush hour, ferryboats can be quite crowded.
در ساعات شلوغی، کشتیهای تفریحی میتوانند بسیار شلوغ باشند.
ferryboats are often used to connect islands to the mainland.
کشتیهای تفریحی اغلب برای اتصال جزایر به سرزمین اصلی استفاده میشوند.
we took the ferryboats to reach the festival on the other side.
ما با استفاده از کشتیهای تفریحی به جشنواره در آن طرف رفتیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید