fertilisation

[ایالات متحده]/ˌfətilai'zeiʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. باروری؛ فرایند حاصلخیز کردن چیزی با افزودن مواد مغذی؛ فرایند بارور کردن یا بارور شدن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

fertilisation process

فرآیند باروری

reproductive fertilisation

باروری تولید مثل

successful fertilisation

باروری موفق

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید