fesse

[ایالات متحده]/fɛs/
[بریتانیا]/fɛs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نقطه مرکزی یک سپر؛ نوار رنگ یا طرحی در وسط نشان خانوادگی
Word Forms
جمعfesses

عبارات و ترکیب‌ها

fesse pain

درد باسن

fesse lift

بالا بردن باسن

fesse workout

تمرین باسن

fesse exercise

ورزش باسن

fesse massage

ماساژ باسن

fesse stretch

کشش باسن

fesse shape

شکل باسن

fesse cream

کرم باسن

fesse area

ناحیه باسن

fesse posture

وضعیت باسن

جملات نمونه

she had to fesse up to her mistakes.

او مجبور بود به اشتباهاتش اعتراف کند.

he decided to fesse up about the incident.

او تصمیم گرفت در مورد حادثه اعتراف کند.

it's time to fesse up and take responsibility.

وقت آن رسیده که اعتراف کند و مسئولیت را بر عهده بگیرد.

they always fesse up when they are caught.

آنها همیشه وقتی گیر می کنند اعتراف می کنند.

she fessed up to her friends about the secret.

او در مورد راز با دوستانش اعتراف کرد.

don't be afraid to fesse up if you did something wrong.

اگر کار اشتباهی انجام داده اید نترسید اعتراف کنید.

he had to fesse up during the investigation.

او مجبور بود در طول تحقیقات اعتراف کند.

she finally fessed up after weeks of lying.

او بعد از هفته ها دروغ گفتن بالاخره اعتراف کرد.

it's better to fesse up than to hide the truth.

بهتر است اعتراف کنید تا حقیقت را پنهان کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید