festinations

[ایالات متحده]/ˌfɛstɪˈneɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌfɛstɪˈneɪʃənz/

ترجمه

n. گام‌های شتابان یا راه رفتن سریع، که اغلب نشانه‌ای از برخی اختلالات روانی است

عبارات و ترکیب‌ها

festinations ahead

جشنواره‌های آینده

exciting festinations

جشنواره‌های هیجان‌انگیز

popular festinations

جشنواره‌های محبوب

new festinations

جشنواره‌های جدید

dream festinations

جشنواره‌های رویایی

hidden festinations

جشنواره‌های پنهان

luxury festinations

جشنواره‌های لوکس

adventurous festinations

جشنواره‌های ماجراجویانه

cultural festinations

جشنواره‌های فرهنگی

family festinations

جشنواره‌های خانوادگی

جملات نمونه

we need to plan our festinations carefully.

ما باید برنامه سفر خود را با دقت برنامه‌ریزی کنیم.

festinations can be both exciting and overwhelming.

سفرها می‌توانند هم هیجان‌انگیز و هم طاقت‌فرسا باشند.

choosing the right festinations is essential for a great trip.

انتخاب مقصد مناسب برای یک سفر عالی ضروری است.

we often discuss our favorite festinations during dinner.

ما اغلب در هنگام شام درباره مقاصد مورد علاقه خود صحبت می‌کنیم.

festinations should be selected based on personal interests.

مقاصد باید بر اساس علایق شخصی انتخاب شوند.

traveling to new festinations broadens your horizons.

سفر به مقاصد جدید، افق دید شما را گسترش می‌دهد.

festinations with rich culture attract many tourists.

مقاصدی با فرهنگ غنی، گردشگران زیادی را جذب می‌کنند.

we documented our festinations in a travel journal.

ما مقاصد خود را در یک دفترچه سفر مستند کردیم.

festinations often reflect the traveler’s personality.

مقاصد اغلب منعکس کننده شخصیت مسافر هستند.

exploring unique festinations can lead to unforgettable experiences.

کاوش در مقاصد منحصر به فرد می‌تواند منجر به تجربیات فراموش‌نشدنی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید