quickly fetched
به سرعت دریافت شد
easily fetched
به راحتی دریافت شد
recently fetched
به تازگی دریافت شد
successfully fetched
با موفقیت دریافت شد
data fetched
داده ها دریافت شدند
information fetched
اطلاعات دریافت شد
items fetched
موارد دریافت شد
documents fetched
اسناد دریافت شدند
results fetched
نتایج دریافت شد
files fetched
فایل ها دریافت شدند
the dog fetched the ball quickly.
سگ به سرعت توپ را آورد.
she fetched a glass of water for her friend.
او یک لیوان آب برای دوستش آورد.
he fetched the documents from the office.
او مدارک را از دفتر آورد.
the child fetched his toys from the garden.
کودک اسباببازیهایش را از باغ آورد.
can you fetch my jacket from the car?
میتوانی ژاکتم را از ماشین بیاوری؟
she fetched the latest news from the internet.
او آخرین اخبار را از اینترنت آورد.
he fetched a chair for the guest.
او یک صندلی برای مهمان آورد.
the assistant fetched the report for the manager.
دستیار گزارش را برای مدیر آورد.
the cat fetched the feather back to its owner.
گربه پر را به صاحبش بازگرداند.
she fetched her phone from the other room.
او تلفن همراهش را از اتاق دیگر آورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید