fetichisms

[ایالات متحده]/ˈfɛtɪʃɪzəmz/
[بریتانیا]/ˈfɛtɪʃɪzəmz/

ترجمه

n. پرستش اشیاء یا جذب شدید به آن‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

social fetichisms

عشق‌های وسواسی اجتماعی

cultural fetichisms

عشق‌های وسواسی فرهنگی

economic fetichisms

عشق‌های وسواسی اقتصادی

political fetichisms

عشق‌های وسواسی سیاسی

symbolic fetichisms

عشق‌های وسواسی نمادین

moral fetichisms

عشق‌های وسواسی اخلاقی

artistic fetichisms

عشق‌های وسواسی هنری

religious fetichisms

عشق‌های وسواسی مذهبی

psychological fetichisms

عشق‌های وسواسی روانشناختی

material fetichisms

عشق‌های وسواسی مادی

جملات نمونه

many people have different fetichisms that influence their relationships.

بسیاری از افراد دارای وسواس‌های مختلفی هستند که بر روابط آنها تأثیر می‌گذارد.

understanding fetichisms can help in improving communication.

درک وسواس‌ها می‌تواند به بهبود ارتباطات کمک کند.

some fetichisms are considered normal, while others are not.

برخی از وسواس‌ها به عنوان طبیعی در نظر گرفته می‌شوند، در حالی که برخی دیگر نه.

fetichisms can vary widely from person to person.

وسواس‌ها می‌توانند از شخص به شخص بسیار متفاوت باشند.

exploring fetichisms can lead to better self-awareness.

بررسی وسواس‌ها می‌تواند منجر به افزایش خودآگاهی شود.

some artists incorporate fetichisms into their work.

برخی از هنرمندان وسواس‌ها را در آثار خود وارد می‌کنند.

fetichisms can sometimes be misunderstood by society.

وسواس‌ها گاهی اوقات ممکن است توسط جامعه درک نشوند.

there are books that discuss the psychology of fetichisms.

کتاب‌هایی وجود دارند که در مورد روانشناسی وسواس‌ها بحث می‌کنند.

fetichisms can be a topic of interest in therapy sessions.

وسواس‌ها می‌توانند موضوعی مورد علاقه در جلسات درمانی باشند.

some people embrace their fetichisms openly.

برخی از افراد وسواس‌های خود را به طور آشکار می‌پذیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید