fettled

[ایالات متحده]/ˈfɛtld/
[بریتانیا]/ˈfɛtld/

ترجمه

n. حالت؛ وضعیت جسمی
vt. (انگلستان) تعمیر یا ترمیم کردن

عبارات و ترکیب‌ها

fettled up

تنظیم شده

fettled down

تنظیم شده

fettled out

تنظیم شده

fettled in

تنظیم شده

fettled away

تنظیم شده

fettled together

تنظیم شده

fettled right

تنظیم شده

fettled back

تنظیم شده

fettled clean

تنظیم شده

fettled nicely

تنظیم شده

جملات نمونه

the mechanic fettled the engine to ensure it ran smoothly.

مکانیک موتور را برای اطمینان از عملکرد روان آن تعمیر کرد.

she fettled the broken vase so it looked as good as new.

او گلدان شکسته را تعمیر کرد تا مانند نو باشد.

after a long day, he fettled his thoughts before going to bed.

بعد از یک روز طولانی، او قبل از خواب افکار خود را مرتب کرد.

the artist fettled the sculpture to add finer details.

هنرمند مجسمه را برای افزودن جزئیات بیشتر تعمیر کرد.

they fettled the garden to prepare for the spring bloom.

آنها باغ را برای آمادگی برای شکوفایی بهار مرتب کردند.

the team fettled their strategy for the upcoming match.

تیم استراتژی خود را برای مسابقه آینده مرتب کرد.

he fettled the old bike to make it roadworthy again.

او دوچرخه قدیمی را تعمیر کرد تا دوباره قابل استفاده شود.

the chef fettled the recipe to enhance the flavors.

سرآشپز دستور العمل را برای افزایش طعم ها مرتب کرد.

she fettled her presentation to make it more engaging.

او ارائه خود را مرتب کرد تا جذاب تر باشد.

they fettled the software to fix the bugs before release.

آنها نرم افزار را برای رفع اشکالات قبل از انتشار مرتب کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید