fettles up
مرتب میکند
fettles down
کاهش میدهد
fettles out
بیرون میآورد
fettles off
خاموش میکند
fettles around
دور و بر میگرداند
fettles together
با هم جمع میکند
fettles with
با ... کار میکند
fettles into
وارد میشود
fettles about
در مورد ... صحبت میکند
fettles back
برمیگرداند
he fettles the machinery to ensure it runs smoothly.
او ماشینآلات را برای اطمینان از عملکرد روان آن، تنظیم میکند.
the artist fettles the sculpture until it's perfect.
هنرمند مجسمه را تا زمانی که بینقص شود، تنظیم میکند.
she fettles her garden every spring.
او هر بهار باغ خود را تنظیم میکند.
the technician fettles the equipment before the show.
تکنسین تجهیزات را قبل از اجرا تنظیم میکند.
he always fettles his bike before a long ride.
او همیشه دوچرخه خود را قبل از یک مسابقه طولانی تنظیم میکند.
the chef fettles the recipe to enhance the flavors.
سرآشپز دستور غذا را برای افزایش طعمها تنظیم میکند.
she fettles her notes to prepare for the presentation.
او یادداشتهای خود را برای آمادگی برای ارائه تنظیم میکند.
the engineer fettles the design to improve efficiency.
مهندس طراحی را برای بهبود کارایی تنظیم میکند.
he fettles his fishing gear before heading out.
او وسایل ماهیگیری خود را قبل از بیرون رفتن تنظیم میکند.
they fettled the old car to make it roadworthy again.
آنها ماشین قدیمی را تنظیم کردند تا دوباره قابل استفاده شود.
fettles up
مرتب میکند
fettles down
کاهش میدهد
fettles out
بیرون میآورد
fettles off
خاموش میکند
fettles around
دور و بر میگرداند
fettles together
با هم جمع میکند
fettles with
با ... کار میکند
fettles into
وارد میشود
fettles about
در مورد ... صحبت میکند
fettles back
برمیگرداند
he fettles the machinery to ensure it runs smoothly.
او ماشینآلات را برای اطمینان از عملکرد روان آن، تنظیم میکند.
the artist fettles the sculpture until it's perfect.
هنرمند مجسمه را تا زمانی که بینقص شود، تنظیم میکند.
she fettles her garden every spring.
او هر بهار باغ خود را تنظیم میکند.
the technician fettles the equipment before the show.
تکنسین تجهیزات را قبل از اجرا تنظیم میکند.
he always fettles his bike before a long ride.
او همیشه دوچرخه خود را قبل از یک مسابقه طولانی تنظیم میکند.
the chef fettles the recipe to enhance the flavors.
سرآشپز دستور غذا را برای افزایش طعمها تنظیم میکند.
she fettles her notes to prepare for the presentation.
او یادداشتهای خود را برای آمادگی برای ارائه تنظیم میکند.
the engineer fettles the design to improve efficiency.
مهندس طراحی را برای بهبود کارایی تنظیم میکند.
he fettles his fishing gear before heading out.
او وسایل ماهیگیری خود را قبل از بیرون رفتن تنظیم میکند.
they fettled the old car to make it roadworthy again.
آنها ماشین قدیمی را تنظیم کردند تا دوباره قابل استفاده شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید