fettles

[ایالات متحده]/ˈfɛtəlz/
[بریتانیا]/ˈfɛtəlz/

ترجمه

vt.(UK) تعمیر یا ترمیم
n. حالت; وضعیت جسمی

عبارات و ترکیب‌ها

fettles up

مرتب می‌کند

fettles down

کاهش می‌دهد

fettles out

بیرون می‌آورد

fettles off

خاموش می‌کند

fettles around

دور و بر می‌گرداند

fettles together

با هم جمع می‌کند

fettles with

با ... کار می‌کند

fettles into

وارد می‌شود

fettles about

در مورد ... صحبت می‌کند

fettles back

برمی‌گرداند

جملات نمونه

he fettles the machinery to ensure it runs smoothly.

او ماشین‌آلات را برای اطمینان از عملکرد روان آن، تنظیم می‌کند.

the artist fettles the sculpture until it's perfect.

هنرمند مجسمه را تا زمانی که بی‌نقص شود، تنظیم می‌کند.

she fettles her garden every spring.

او هر بهار باغ خود را تنظیم می‌کند.

the technician fettles the equipment before the show.

تکنسین تجهیزات را قبل از اجرا تنظیم می‌کند.

he always fettles his bike before a long ride.

او همیشه دوچرخه خود را قبل از یک مسابقه طولانی تنظیم می‌کند.

the chef fettles the recipe to enhance the flavors.

سرآشپز دستور غذا را برای افزایش طعم‌ها تنظیم می‌کند.

she fettles her notes to prepare for the presentation.

او یادداشت‌های خود را برای آمادگی برای ارائه تنظیم می‌کند.

the engineer fettles the design to improve efficiency.

مهندس طراحی را برای بهبود کارایی تنظیم می‌کند.

he fettles his fishing gear before heading out.

او وسایل ماهیگیری خود را قبل از بیرون رفتن تنظیم می‌کند.

they fettled the old car to make it roadworthy again.

آنها ماشین قدیمی را تنظیم کردند تا دوباره قابل استفاده شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید