fib

[ایالات متحده]/fɪb/
[بریتانیا]/fɪb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دروغ سفید، دروغ بی‌ضرر؛ یک ضربه
vi. دروغ سفید گفتن

عبارات و ترکیب‌ها

telling a fib

گفتن یک دروغ کوچک

fibber

حرف‌باز

جملات نمونه

The penton base and fiber are toxic to cells.

پایه‌ی پنتون و الیاف برای سلول‌ها سمی هستند.

Coconut fiber can be made into mats.

الیاف نارگیل را می‌توان به حصیر تبدیل کرد.

The muscle fiber of this animal is diseased.

الیاف عضلانی این حیوان بیمار است.

why did you tell him such a dreadful fib?.

چرا به او چنین دروغ وحشتناکی گفتی؟.

fiber glass reinforced thermoplastics

پلاستیک‌های حرارتی تقویت شده با الیاف شیشه

a fiber obtained from the abaca plant in the Philippines.

الیافی که از گیاه اباکا در فیلیپین به دست می‌آید.

a presynaptic nerve fiber; a presynaptic stimulus.

یک الیاف عصبی پیش سیناپسی؛ یک محرک پیش سیناپسی.

indulgence that depraves the moral fiber;

خودخواهی که تار و پود اخلاقی را فاسد می‌کند؛

He is a person who tells fibs.

او فردی است که دروغ می‌گوید.

The increase of cellulous fiber in the hybrid fiber can result in the increase of optimum asphalt content, the reduction of density, air voids and Marshall stability.

افزایش الیاف سلولزی در الیاف هیبریدی می تواند منجر به افزایش محتوای بهینه آسفالت، کاهش چگالی، حباب های هوا و پایداری مارشال شود.

Fiber amplifier Conventional fiber amplifier Semiconductor optic am-plifier Principle Comparison;

تقویت کننده فیبر تقویت کننده فیبر سنتی تقویت کننده اپتیک نیمه رسانا اصل مقایسه;

The wastewater of hexanolactam (nylon) fiber production in Shijiazhuang Synthetic Fiber manufactory is high concentrated with organic nitrogen compounds.

آب‌های زائد تولید الیاف هگزانولاکتام (نایلون) در کارخانه تولید الیاف مصنوعی شیجیاژوانگ به شدت با ترکیبات نیتروژن آلی متمرکز است.

Experts are warning that acritical fiber deficiency is eminent.

متخصصان هشدار می دهند که کمبود فیبر غیر بحرانی قریب الوقوع است.

It is found that the fiber of phloem of broussonetia is irregular elliptoid at cross section.

مشخص شده است که الیاف فلئوم Broussonetia در سطح مقطع بیضی نامنظم است.

Technicist can termination the fiber core at the floor ground.

متخصص فنی می‌تواند هسته الیاف را در زمین کف خاتمه دهد.

rag paper loaded with wood fiber;

کاغذ کهنه بارگذاری شده با الیاف چوب;

Eating cereals and fruit will give you plenty of fiber in your diet.

خوردن غلات و میوه ها مقدار زیادی فیبر را در رژیم غذایی شما فراهم می کند.

“I told a fib about my age, ” little Tom said.

“من در مورد سنم دروغ گفتم، ” تام کوچولو گفت.

The wetting property of PET fiber was ameliorated obviously by the azote plasma treatment.

خاصیت خیس شدن الیاف PET به طور آشکار با استفاده از درمان پلاسمای نیتروژن بهبود یافت.

نمونه‌های واقعی

Fibbers who fib are usually not out to hurt anyone.

کسانی که دروغ می‌گویند معمولاً قصد آسیب رساندن به کسی را ندارند.

منبع: VOA Special November 2018 Collection

Why would you want to fib about that?

چرا می‌خواهید در مورد آن دروغ بگویید؟

منبع: BBC Authentic English

He's fibbing. It's nothing but bread and water!

او دارد دروغ می‌گوید. این بیشتر از نان و آب نیست!

منبع: Grammar Lecture Hall

Yes. It's on Saturday. Sorry, a little fib there.

بله. شنبه است. متاسفم، یک دروغ کوچک آنجا.

منبع: BBC Authentic English

A fib is similar to a white lie.

یک دروغ کوچک شبیه به یک دروغ سفید است.

منبع: Grandparents' Vocabulary Lesson

We often use fib to describe the lies little children tell.

ما اغلب از دروغ برای توصیف دروغ‌هایی که کودکان کوچک می‌گویند استفاده می‌کنیم.

منبع: Grandparents' Vocabulary Lesson

Okay, there's no camp. That was a fib on my part.

باشه، اردوگاه وجود ندارد. آن یک دروغ از طرف من بود.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

You really shouldn't fib to people who are close to you.

واقعاً نباید به کسانی که به آنها نزدیک هستید دروغ بگویید.

منبع: Lost Girl Season 2

If someone is alarming you with fibs about reborn Dark wizards, I would like to hear about it.

اگر کسی شما را با دروغ‌هایی در مورد جادوگران تاریک متولد شده نگران می‌کند، مایلم در مورد آن بشنوم.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

Err, OK. Sorry. Yes. I took the train, not the bus. Little fib there.

اوه، باشه. متاسفم. بله. من قطار را سوار شدم، اتوبوس را نه. یک دروغ کوچک آنجا.

منبع: BBC Authentic English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید