fierier

[ایالات متحده]/ˈfaɪərɪə/
[بریتانیا]/ˈfaɪəriər/

ترجمه

adj. آتشین‌تر; شبیه آتش; به شدت پرشور یا داغ

عبارات و ترکیب‌ها

fierier debate

بحث تند

fierier competition

رقابت تند

fierier passion

شور و اشتیاق

fierier argument

استدلال تند

fierier conflict

درگیری تند

fierier response

پاسخ تند

fierier rivalry

رقابت شدید

fierier fight

نبرد تند

fierier emotions

احساسات تند

fierier challenge

چالش تند

جملات نمونه

her passion for cooking became fierier with each new recipe she tried.

اشتیاق او به آشپزی با هر دستور غذای جدیدی که امتحان می‌کرد، بیشتر می‌شد.

the debate became fierier as the candidates exchanged heated arguments.

بحث با تبادل استدلال‌های تند بین نامزدها، داغ‌تر شد.

as the game progressed, the fans' cheers grew fierier.

با پیشرفت بازی، تشویق‌های هواداران داغ‌تر شد.

her determination to succeed was fierier than ever before.

عزم او برای موفقیت، از همیشه داغ‌تر بود.

the rivalry between the two teams became fierier over the years.

رقابت بین دو تیم در طول سال‌ها داغ‌تر شد.

the discussion turned fierier when they touched upon sensitive topics.

بحث با پرداختن به موضوعات حساس، داغ‌تر شد.

his love for adventure grew fierier after his first trip abroad.

عشق او به ماجراجویی پس از اولین سفرش به خارج از کشور، داغ‌تر شد.

the artist's latest work is fierier than anything she has created before.

آخرین اثر هنرمند داغ‌تر از هر چیزی است که تا به حال خلق کرده است.

the political climate has become fierier in recent months.

فضای سیاسی در ماه‌های اخیر داغ‌تر شده است.

her speeches were always fierier when addressing youth issues.

سخنرانی‌های او همیشه داغ‌تر بودند وقتی به مسائل جوانان می‌پرداختند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید