fieriness

[ایالات متحده]/ˈfaɪərɪnəs/
[بریتانیا]/ˈfaɪərnəs/

ترجمه

n. کیفیت شدت یا شور و اشتیاق

عبارات و ترکیب‌ها

fieriness of youth

شور جوانی

fieriness in battle

شور در نبرد

fieriness of spirit

شور روح

fieriness of passion

شور اشتیاق

fieriness of debate

شور بحث

fieriness in performance

شور در اجرا

fieriness of love

شور عشق

fieriness of emotion

شور احساسات

fieriness of expression

شور بیان

fieriness in art

شور در هنر

جملات نمونه

the fieriness of her personality makes her stand out in a crowd.

تیزی و شور شخصیت او باعث می‌شود در میان جمعیت خودنمایی کند.

his fieriness on the field inspires his teammates.

شور و اشتیاق او در زمین بازی، هم‌تیمی‌هایش را تشویق می‌کند.

the fieriness of the debate revealed their strong opinions.

تیزی جدل، عقاید قوی آن‌ها را نشان داد.

she expressed her fieriness through her art.

او شور و اشتیاق خود را از طریق هنر خود بیان کرد.

his fieriness can sometimes lead to conflicts.

شور و اشتیاق او گاهی اوقات می‌تواند منجر به درگیری شود.

the fieriness of the chili pepper added flavor to the dish.

تیزی فلفل تند، طعم خوبی به غذا داد.

they admired the fieriness of her speeches.

آن‌ها به سخنرانی‌های آتشین او احترام گذاشتند.

her fieriness in pursuing her goals is admirable.

شور و اشتیاق او در دستیابی به اهدافش قابل تحسین است.

the fieriness of the sunset painted the sky in vibrant colors.

تیزی غروب خورشید آسمان را با رنگ‌های زنده نقاشی کرد.

he spoke with a fieriness that captivated the audience.

او با شور و اشتیاقی صحبت کرد که مخاطبان را مجذوب خود کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید